<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[سایت خط عشق ایران - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://iranloveline.com/forum/</link>
		<description><![CDATA[سایت خط عشق ایران - http://iranloveline.com/forum]]></description>
		<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 19:17:09 +0100</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[دوست خودخواه من....]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=4235</link>
			<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 08:36:29 +0100</pubDate>
			<dc:creator>saide</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=4235</guid>
			<description><![CDATA[من يه دوست دارم كه خيلي اذيتم ميكنه............................اون خيلي خودخواهه و انتظار داره من واسش مثه يه نامزد باشم(هر دو ما دختريم)<br />
يعني ميخواهد من هميشه نازش كنم!!!!!!!!!!!!!!!!من عاشقش باشم!!!!!!!!!!!!!ديگه نميدونم چي كار كنم؟<br />
من نميتونم به جنس مونث عاشق بشم خوب.اخه چرا اون منو درك نميكنه؟خوب من هم شرايط خودمو دارم..............من هم گرفتاريه خودمو دارم<br />
به خدا از بس هر روز با موبايل باهاش حرف زدم گوشام سنگين شده...............ديگه نميتونم....................<br />
يعني وقتي يه چيز بهش ميگم مثل زنا كه از شوهرشون قهر ميكنن....ميره گريه ميكنه و ناز ميكنه ومن واقعا خسته شدم<br />
تازه وقتي خودش نخواد هم با من حرف نميزنه.....بچه ها كمكم كنيد....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من يه دوست دارم كه خيلي اذيتم ميكنه............................اون خيلي خودخواهه و انتظار داره من واسش مثه يه نامزد باشم(هر دو ما دختريم)<br />
يعني ميخواهد من هميشه نازش كنم!!!!!!!!!!!!!!!!من عاشقش باشم!!!!!!!!!!!!!ديگه نميدونم چي كار كنم؟<br />
من نميتونم به جنس مونث عاشق بشم خوب.اخه چرا اون منو درك نميكنه؟خوب من هم شرايط خودمو دارم..............من هم گرفتاريه خودمو دارم<br />
به خدا از بس هر روز با موبايل باهاش حرف زدم گوشام سنگين شده...............ديگه نميتونم....................<br />
يعني وقتي يه چيز بهش ميگم مثل زنا كه از شوهرشون قهر ميكنن....ميره گريه ميكنه و ناز ميكنه ومن واقعا خسته شدم<br />
تازه وقتي خودش نخواد هم با من حرف نميزنه.....بچه ها كمكم كنيد....]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اگه دنبال جوابي پس بپرس ؟]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=4216</link>
			<pubDate>Sat, 05 Jun 2010 09:04:24 +0100</pubDate>
			<dc:creator>troy3964</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=4216</guid>
			<description><![CDATA[به اميد خدا به جوابت ميرسي .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به اميد خدا به جوابت ميرسي .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مکان های ارزشمند و باستانی ایران زمین]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=4192</link>
			<pubDate>Mon, 03 May 2010 08:02:10 +0100</pubDate>
			<dc:creator>dariush</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=4192</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000080;"><br />
محوطه باستانی و مقدس پاسارگاد : پاسارگاد 78 کیلومتر مانده به شهر شیراز قرار دارد. محوطه باستانی پاسارگاد دارای کاخ عظیم ،باغی سلطنتی و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی و یادبودی استثنایی از تمدن ایران می باشد.<br />
<br />
طاق گرا یادگار ساسانی : یادگار تمدن ساسانی می باشد که به گفته تاریخ نگاران مقبره یکی از شاهان آن روزگار در اطراف قصر شیرین کرمانشاه قرار دارد.<br />
<br />
قلعه بابک خرمدین : قلعه بابک در شهر کلیبر واقع درصد و پنجاه کیلومتری شمال شرقی تبریز بر فراز قله ای کوهستانی به ارتفاع 2300 تا 2700 متر بالا تر از سطح دریا واقع شده که با نامهای جمهور و بذ مشهور است.<br />
<br />
<br />
کاخ دروازه ملل در پارسه : امپراطوری ایران که توسط کورش بنا شد با پادشاهی داریوش کبیر وسعت چشم گیری گرفت این امپراطوری بر پایه احترام به اقوام و ملل گوناگون پایه گذاری شده بود. به همین دلیل داریوش بزرگ تصمیم به ساخت کاخ دروازه ملل شد.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000080;"><br />
محوطه باستانی و مقدس پاسارگاد : پاسارگاد 78 کیلومتر مانده به شهر شیراز قرار دارد. محوطه باستانی پاسارگاد دارای کاخ عظیم ،باغی سلطنتی و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی و یادبودی استثنایی از تمدن ایران می باشد.<br />
<br />
طاق گرا یادگار ساسانی : یادگار تمدن ساسانی می باشد که به گفته تاریخ نگاران مقبره یکی از شاهان آن روزگار در اطراف قصر شیرین کرمانشاه قرار دارد.<br />
<br />
قلعه بابک خرمدین : قلعه بابک در شهر کلیبر واقع درصد و پنجاه کیلومتری شمال شرقی تبریز بر فراز قله ای کوهستانی به ارتفاع 2300 تا 2700 متر بالا تر از سطح دریا واقع شده که با نامهای جمهور و بذ مشهور است.<br />
<br />
<br />
کاخ دروازه ملل در پارسه : امپراطوری ایران که توسط کورش بنا شد با پادشاهی داریوش کبیر وسعت چشم گیری گرفت این امپراطوری بر پایه احترام به اقوام و ملل گوناگون پایه گذاری شده بود. به همین دلیل داریوش بزرگ تصمیم به ساخت کاخ دروازه ملل شد.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کمک کنید]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3855</link>
			<pubDate>Sun, 18 Apr 2010 23:09:35 +0100</pubDate>
			<dc:creator>من وحیده</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3855</guid>
			<description><![CDATA[من دلم از همه چیز گرفته پسرم خیلی وقت  به باباش می گه تو کار پیدا نکردی .باباش هم با ناراحتی می گه پیدا میکنم حتما یا یه روز میگه بابا ما چه قدر پول داریم ...<br />
من بی کفایت هیچ کاری نمی تونم انجام بدم جز دعا والتماس از خدا. الان تقریبا هشت ماه به درگاه خدا التماس  می کنم ولی نمی خواد من و با نعمت هاش خوشحال کنه شما ها تنها کاری که می تونین برام انجام  بدین دعا از درگاه خدا هست شاید بخاطر دعا  شما مشکلات مادی خانواده [/size&#93;من هم حل بشه<img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من دلم از همه چیز گرفته پسرم خیلی وقت  به باباش می گه تو کار پیدا نکردی .باباش هم با ناراحتی می گه پیدا میکنم حتما یا یه روز میگه بابا ما چه قدر پول داریم ...<br />
من بی کفایت هیچ کاری نمی تونم انجام بدم جز دعا والتماس از خدا. الان تقریبا هشت ماه به درگاه خدا التماس  می کنم ولی نمی خواد من و با نعمت هاش خوشحال کنه شما ها تنها کاری که می تونین برام انجام  بدین دعا از درگاه خدا هست شاید بخاطر دعا  شما مشکلات مادی خانواده [/size]من هم حل بشه<img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/sad.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Sad" title="Sad" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سوالهای بی جواب؟؟؟]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3808</link>
			<pubDate>Fri, 16 Apr 2010 19:25:09 +0100</pubDate>
			<dc:creator>kamy</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3808</guid>
			<description><![CDATA[از روزی که عضو این سایت شدم هیچ چیز جالبی ندیدم یعنی در واقع جیزی نیست.صفحه اول که وارد میشویم لیست کلی مطالب هست که هر کدام را میزنیم بسته است.هر سوالی که میکنیم بی جواب است.مانده ام معطل که خود راسر کار کذاشته ام هم وقت خود را هم هزینه اینترنتم را.نکنه سایت را جمع کرده اید وفقط همین چند تا موضوع مانده.مننظر جواب میمانم:<img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[از روزی که عضو این سایت شدم هیچ چیز جالبی ندیدم یعنی در واقع جیزی نیست.صفحه اول که وارد میشویم لیست کلی مطالب هست که هر کدام را میزنیم بسته است.هر سوالی که میکنیم بی جواب است.مانده ام معطل که خود راسر کار کذاشته ام هم وقت خود را هم هزینه اینترنتم را.نکنه سایت را جمع کرده اید وفقط همین چند تا موضوع مانده.مننظر جواب میمانم:<img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" /><img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[محتاج دعا]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3800</link>
			<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 19:23:29 +0100</pubDate>
			<dc:creator>negin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3800</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستای گلم<br />
<br />
من نمی دونم چرا تو این مدت که تو سایت نبودم سایت اینجوری شده و همه بچه ها رفتن و قسمت چت و گفت و گو و اکثر قسمت های دیگه بسته شده.من این سایتو خیلی دوست داشتم و دارم ولی حالا که اینجوری شده...<br />
<br />
خب حالا بگذریم.امسال سال بی نهایت حساسی برای منه و باید مثل خر(دور از جون)درس بخونم چون آزمون نهایی دارم و نتایج این امتحانات برام خیلی مهمه.اومدم اینجا که از همتو خواهش کنم اگه می شه برای من دعا کنین تا امتحنام رو با موفقیت بگذرونم و دوباره اینجا برگردم.<br />
<br />
همتونو دوست دارم<br />
<br />
یا علی<br />
<br />
خداحافظ تا تابستون<img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستای گلم<br />
<br />
من نمی دونم چرا تو این مدت که تو سایت نبودم سایت اینجوری شده و همه بچه ها رفتن و قسمت چت و گفت و گو و اکثر قسمت های دیگه بسته شده.من این سایتو خیلی دوست داشتم و دارم ولی حالا که اینجوری شده...<br />
<br />
خب حالا بگذریم.امسال سال بی نهایت حساسی برای منه و باید مثل خر(دور از جون)درس بخونم چون آزمون نهایی دارم و نتایج این امتحانات برام خیلی مهمه.اومدم اینجا که از همتو خواهش کنم اگه می شه برای من دعا کنین تا امتحنام رو با موفقیت بگذرونم و دوباره اینجا برگردم.<br />
<br />
همتونو دوست دارم<br />
<br />
یا علی<br />
<br />
خداحافظ تا تابستون<img src="http://iranloveline.com/forum/images/smilies/heart.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چت روم افراد انلاين]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3796</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 23:34:21 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3796</guid>
			<description><![CDATA[بنويس تا جواب بگيري]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بنويس تا جواب بگيري]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بيا اينجا خودت رو معرفي كن!(بيو گرافي كاربران)]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3795</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 23:20:42 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3795</guid>
			<description><![CDATA[نام؟سن؟تحصيلات؟سرگرمي؟قد؟وزن؟محل سكونت؟و...!<br />
اومدي اينجا همه ي اين سوال ها رو جواب بده تا دوستات بشناسنت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[نام؟سن؟تحصيلات؟سرگرمي؟قد؟وزن؟محل سكونت؟و...!<br />
اومدي اينجا همه ي اين سوال ها رو جواب بده تا دوستات بشناسنت]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بيو گرافي كامل جغرافيايه تهران]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3794</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 23:09:52 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3794</guid>
			<description><![CDATA[ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۷۰۰ متر در شمال است که به ۱۲۰۰ متر در مرکز و بالاخره ۱۱۰۰ متر در جنوب می‌رسد. <br />
تهران از نظر آب و هوایی، غیر از نواحی کوهستانی شمالی که اندکی مرطوب و معتدل است، کلاً گرم و خشک است. حداکثر دمای ثبت شده در تهران ۴/۳۹ درجه و حداقل آن ۴/۷- درجه سانتی‌گراد و میانگین ماهانه حداکثر ۲۹ و حداقل ۱/۰ درجه می‌باشد. <br />
    بر ساختار کُلی اقلیم تهران نیز سه عامل کوه، کویر و بادهای غربی مؤثرند. <br />
     فصل سرما در تهران معمولاً از آذرماه شروع می‌شود و بیش‌ترین دمای سال را در اواسط تابستان (مردادماه) دارا می‌باشد. کوه‌های اطراف تهران مانع بسیار مؤثری در نفوذ توده ‌هواهای مختلف هستند. به همین سبب هوای تهران از آرامش و سکون بیش‌تری نسبت به مناطق مجاور خود برخوردار است؛ به عبارت دیگر واقع شدن کوهستان از سمت شمال و دشت‌های حاشیه کویر از سمت جنوب و جنوب شرقی سبب ایجاد یک جریان خفیف و آهسته هوا از دشت به کوه در طی روز و از کوه به دشت در طول شب می‌گردد. <br />
     متوسط میزان بارندگی در سطح شهر تهران کم بوده و به مقدار ۳۱۶ میلی‌لیتر در طول سال اندازه‌گیری و تعداد روزهای یخ‌بندان آن نیز ۳۶ روز در سال ثبت شده است. <br />
     شهر تهران به وسیله دو رودخانه اصلی کرج و جاجرود و نیز تعدادی رودخانه‌های فصلی دیگر مشروب می‌شود، در واقع حد طبیعی فضای جغرافیایی تهران به واسطه این دو رودخانه مشخص می‌گردد. <br />
    رودخانه کرج پرآب ترین رود دامنه‌های جنوبی البرز است که از باران‌های فصل سرد و ذوب شدن برف‌های مناطق کوهستانی تأمین می‌شود و در ۴۰ کیلومتری غرب تهران از کانون آبگیر خرسنگ کوه سرچشمه می‌گیرد. <br />
     رودخانه جاجرود نیز از کوه‌های کلون بسته، که جزو بلندی‌های خرسنگ کوه است، سرچشمه می‌گیرد؛ که این دو رود مجموعاً قسمت عمده آب مصرفی شهر تهران را تأمین می‌کنند. تهران هم‌چنین دارای شمار زیادی قنات و آبراه است ولی به رغم داشتن منابع آبی فراوان به دلیل رشد بی‌رویه جمعیت و بارندگی کم در برخی دوره‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو می‌باشد. <br />
     ضمناً شهر تهران از نظر زمین لرزه جزو مناطق پر زیان با ۸ تا ۱۰ درجه مرکالی به شمار می‌آید<br />
<br />
<br />
از شمال به جنوب در دامنه کوهستان شمیرانات ۱۰ % تا ۱۵ % از تجریش تا تپه‌های عباس‌آباد با شیب متوسط ۳ % تا ۵ % از عباس‌آباد تا خیابان انقلاب ۲ % و از مرکز شهر تهران تا کناره ۱ % است. <br />
 <br />
<br />
شهر تهران از نظر جغرافیایی در ۵۱ درجه و ۸ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۳۷ دقیقه طول شرقی و ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است. <br />
 <br />
<br />
تهران در پهنه‌ای بین دو وادی کوه و کویر در دامنه‌های جنوبی رشته‌کوه‌های البرز گسترده شده است که از سمت جنوب به کوه‌های ری و بی‌بی شهربانو و دشت‌های هموار شهریار و ورامین می‌رسد و از شمال، به واسطه رشته کوه‌های البرز، محصور گردیده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۷۰۰ متر در شمال است که به ۱۲۰۰ متر در مرکز و بالاخره ۱۱۰۰ متر در جنوب می‌رسد. <br />
تهران از نظر آب و هوایی، غیر از نواحی کوهستانی شمالی که اندکی مرطوب و معتدل است، کلاً گرم و خشک است. حداکثر دمای ثبت شده در تهران ۴/۳۹ درجه و حداقل آن ۴/۷- درجه سانتی‌گراد و میانگین ماهانه حداکثر ۲۹ و حداقل ۱/۰ درجه می‌باشد. <br />
    بر ساختار کُلی اقلیم تهران نیز سه عامل کوه، کویر و بادهای غربی مؤثرند. <br />
     فصل سرما در تهران معمولاً از آذرماه شروع می‌شود و بیش‌ترین دمای سال را در اواسط تابستان (مردادماه) دارا می‌باشد. کوه‌های اطراف تهران مانع بسیار مؤثری در نفوذ توده ‌هواهای مختلف هستند. به همین سبب هوای تهران از آرامش و سکون بیش‌تری نسبت به مناطق مجاور خود برخوردار است؛ به عبارت دیگر واقع شدن کوهستان از سمت شمال و دشت‌های حاشیه کویر از سمت جنوب و جنوب شرقی سبب ایجاد یک جریان خفیف و آهسته هوا از دشت به کوه در طی روز و از کوه به دشت در طول شب می‌گردد. <br />
     متوسط میزان بارندگی در سطح شهر تهران کم بوده و به مقدار ۳۱۶ میلی‌لیتر در طول سال اندازه‌گیری و تعداد روزهای یخ‌بندان آن نیز ۳۶ روز در سال ثبت شده است. <br />
     شهر تهران به وسیله دو رودخانه اصلی کرج و جاجرود و نیز تعدادی رودخانه‌های فصلی دیگر مشروب می‌شود، در واقع حد طبیعی فضای جغرافیایی تهران به واسطه این دو رودخانه مشخص می‌گردد. <br />
    رودخانه کرج پرآب ترین رود دامنه‌های جنوبی البرز است که از باران‌های فصل سرد و ذوب شدن برف‌های مناطق کوهستانی تأمین می‌شود و در ۴۰ کیلومتری غرب تهران از کانون آبگیر خرسنگ کوه سرچشمه می‌گیرد. <br />
     رودخانه جاجرود نیز از کوه‌های کلون بسته، که جزو بلندی‌های خرسنگ کوه است، سرچشمه می‌گیرد؛ که این دو رود مجموعاً قسمت عمده آب مصرفی شهر تهران را تأمین می‌کنند. تهران هم‌چنین دارای شمار زیادی قنات و آبراه است ولی به رغم داشتن منابع آبی فراوان به دلیل رشد بی‌رویه جمعیت و بارندگی کم در برخی دوره‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو می‌باشد. <br />
     ضمناً شهر تهران از نظر زمین لرزه جزو مناطق پر زیان با ۸ تا ۱۰ درجه مرکالی به شمار می‌آید<br />
<br />
<br />
از شمال به جنوب در دامنه کوهستان شمیرانات ۱۰ % تا ۱۵ % از تجریش تا تپه‌های عباس‌آباد با شیب متوسط ۳ % تا ۵ % از عباس‌آباد تا خیابان انقلاب ۲ % و از مرکز شهر تهران تا کناره ۱ % است. <br />
 <br />
<br />
شهر تهران از نظر جغرافیایی در ۵۱ درجه و ۸ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۳۷ دقیقه طول شرقی و ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است. <br />
 <br />
<br />
تهران در پهنه‌ای بین دو وادی کوه و کویر در دامنه‌های جنوبی رشته‌کوه‌های البرز گسترده شده است که از سمت جنوب به کوه‌های ری و بی‌بی شهربانو و دشت‌های هموار شهریار و ورامین می‌رسد و از شمال، به واسطه رشته کوه‌های البرز، محصور گردیده است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگي نامه و بيو گرافي الب ارسلان]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3793</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 23:01:51 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3793</guid>
			<description><![CDATA[پس از وفات طغرل، برادر زاده‏اش، اَلْب ارسلان طبق نظر مجلس ریش سفیدان بر تخت سلطنت ایران نشست.<br />
<br />
الب ارسلان را پادشاهی با هیبت، خوبروی، ورزیده و دلاور دانسته اند که تیر او هرگز به خطا نمی‏رفت.<br />
<br />
<br />
الب ارسلان پس از وفات خواجه عمید الملک کندری ، خواجه نظام الملک طوسی را به مقام وزارت برگزید .<br />
<br />
خواجه نظام همانند کندری به رواج علم علاقه بسیار داشت و بدین سبب مدارس نظامیه را به پا نمود و در جهت ترویج زبان پارسی و تکثیر شاهنامه به دستور الب ارسلان خدمات بسیار نمود<br />
<br />
آلب ارسلان در «457 ق / 1065 م» رهسپار گرجستان و ارمنستان شد و در آن جا کر و فری کرد. شهرهای دربند خزر و ایخاز را گرفت و با پادشاه گرجستان، بقراط پسر گریگور، به جنگ پرداخت و او را شکست داد.<br />
<br />
گریگور به پادشاه ایران با سازش نشست و گروهی از بزرگان و امیران گرجی به اسارت درآمدند<br />
<br />
. بقراط بن گریگور، دختر خود را به ازدواج الب ارسلان درآورد و سلطان نیز حکومت گرجستان را دوباره به گریگور داد.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
نبرد الب ارسلان با امپراتور روم <br />
چندی بعد در ملاذ گرد (= مناذ کرت) واقع در ارمنستان، در پیکار با (امپراتور روم) لشکر بیزانس را مغلوب نمود «ذی القعده 463 ق / اگوست 1071 م» و رومانوس دیوجانس، قیصر بیزانس را اسیر کرد . دو سال بعد با دویست هزار سوار به جنگ با شمس التکین، پسر طمغاج، پادشاه ماوراء النهر، از خراسان رهسپار آن سامان شد و از رود جیحون گذشت و دژ برزم را محاصره و پس از چندی آن را گشود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پس از وفات طغرل، برادر زاده‏اش، اَلْب ارسلان طبق نظر مجلس ریش سفیدان بر تخت سلطنت ایران نشست.<br />
<br />
الب ارسلان را پادشاهی با هیبت، خوبروی، ورزیده و دلاور دانسته اند که تیر او هرگز به خطا نمی‏رفت.<br />
<br />
<br />
الب ارسلان پس از وفات خواجه عمید الملک کندری ، خواجه نظام الملک طوسی را به مقام وزارت برگزید .<br />
<br />
خواجه نظام همانند کندری به رواج علم علاقه بسیار داشت و بدین سبب مدارس نظامیه را به پا نمود و در جهت ترویج زبان پارسی و تکثیر شاهنامه به دستور الب ارسلان خدمات بسیار نمود<br />
<br />
آلب ارسلان در «457 ق / 1065 م» رهسپار گرجستان و ارمنستان شد و در آن جا کر و فری کرد. شهرهای دربند خزر و ایخاز را گرفت و با پادشاه گرجستان، بقراط پسر گریگور، به جنگ پرداخت و او را شکست داد.<br />
<br />
گریگور به پادشاه ایران با سازش نشست و گروهی از بزرگان و امیران گرجی به اسارت درآمدند<br />
<br />
. بقراط بن گریگور، دختر خود را به ازدواج الب ارسلان درآورد و سلطان نیز حکومت گرجستان را دوباره به گریگور داد.<br />
<br />
 <br />
<br />
 <br />
<br />
نبرد الب ارسلان با امپراتور روم <br />
چندی بعد در ملاذ گرد (= مناذ کرت) واقع در ارمنستان، در پیکار با (امپراتور روم) لشکر بیزانس را مغلوب نمود «ذی القعده 463 ق / اگوست 1071 م» و رومانوس دیوجانس، قیصر بیزانس را اسیر کرد . دو سال بعد با دویست هزار سوار به جنگ با شمس التکین، پسر طمغاج، پادشاه ماوراء النهر، از خراسان رهسپار آن سامان شد و از رود جیحون گذشت و دژ برزم را محاصره و پس از چندی آن را گشود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سورنا نامدار ترين  فرمانده ايران]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3792</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:56:20 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3792</guid>
			<description><![CDATA[سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان از سوی اشک سیزدهم ( ارد  orod * ) پادشاه دلاور اشکانی فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد ارد پادشاه ایران که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، یکی از فرماندهان بسیار باهوش و شجاع خود به نام سورنا را به جنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.<br />
<br />
مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشک سیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراتوری ایران بگیرند .<br />
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران را ضعیف و ضعیف تر نمود .<br />
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار و بزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .<br />
اروپائیان هر گاه در صحنه قدرت نتوانسته اند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایس آنها در طی سلسله اشکانی است...<br />
<br />
<br />
(*) ارد سیزدهمین پادشاه سلسله اشکانی بود او مقتدرترین حکمران آن سلسله است . فرماندهان بسیار شجاعی همچون سورنا را در اختیار داشت . در ضمن ارد نام اندیشمند و مصلح کشورمان ارد بزرگ هم هست او دارای درسهای زیادی در حوزه اخلاق و حکمت است و صاحب نظریاتی همچون قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه و ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان از سوی اشک سیزدهم ( ارد  orod * ) پادشاه دلاور اشکانی فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد ارد پادشاه ایران که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، یکی از فرماندهان بسیار باهوش و شجاع خود به نام سورنا را به جنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.<br />
<br />
مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشک سیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراتوری ایران بگیرند .<br />
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران را ضعیف و ضعیف تر نمود .<br />
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار و بزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .<br />
اروپائیان هر گاه در صحنه قدرت نتوانسته اند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایس آنها در طی سلسله اشکانی است...<br />
<br />
<br />
(*) ارد سیزدهمین پادشاه سلسله اشکانی بود او مقتدرترین حکمران آن سلسله است . فرماندهان بسیار شجاعی همچون سورنا را در اختیار داشت . در ضمن ارد نام اندیشمند و مصلح کشورمان ارد بزرگ هم هست او دارای درسهای زیادی در حوزه اخلاق و حکمت است و صاحب نظریاتی همچون قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه و ...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جوانان خونگرم ایرانی،خوشبختی را درسرزمین سرما جستجو می کنند!]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3791</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:49:36 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3791</guid>
			<description><![CDATA[از زمان به تصویر کشیده شدن رویای پسر جوانی که در آرزوی رفتن به ایالات متحده آمریکا صدای هنر پیشه های هالیوودی را تقلید می کرد تا جوانان ایرانی که کنار در سفارتخانه ها صف کشیده اند زمان زیادی می گذرد.<br />
سالهای زیادی است که در این سرزمین بسیاری از جوانان در آرزوی رفتن به آن سوی آبها به سر می برند و برای عبور از مرز نه تنها راه های قانونی بلکه راه های غیر قانونی بسیاری را نیز تجربه کرده اند.<br />
پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله ،بسیاری از خانواده ها به خصوص خانواده های طبقه مرفه،فرزندان خود را از ترس یا به امید زندگی بهتر از راههای قانونی و غیرقانونی به آن سوی مرزها عبور دادند.<br />
پس از پایان جنگ و با عادی شدن وضعیت زندگی در ایران و خاطر جمع شدن خانواده ها از امنیت فرزندانشان روند مهاجرت جوانان به آن سوی مرزها به خصوص از طریق شیوه های غیرقانونی تا حدودی کاسته شد.<br />
با آغاز دوره سازندگی و جایگزین شدن فرهنگ مادی به جای فرهنگ معنوی دوران جنگ،بسیاری از جوانان بخصوص آنانی که تحصیلات چندانی نداشتند و حرفه خاصی را نیز فرانگرفته بودند،به دنبال کار و کسب درآمد بیشتر راهی کشورهایی چون ژاپن شدند. <br />
هرچند که بسیاری از آنان می توانستند در سرزمین مادری به کار هایی بهتر از سوزاندن مرده های ژاپنی مشغول شوند،اما رویای ثروت در کنار امنیت وعده شده به آن ها موجب شد تا اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 ژاپن میزبان هزاران جوان ایرانی شود.<br />
البته این مهاجرت های کاری برای بسیاری از این جوانان نه تنها ثروتی به ارمغان نیاورد بلکه کابوس شبانه آنان نیز شد.<br />
بسیاری یا جذب باندهای مافیایی شدند و به علت کارهای خلاف پلیس ژاپن آن ها را به ایران بازگرداند و یا به خاطر کلاه برداری هموطنانشان تمام پولی را که جمع کرده بودند از دست دادند، البته بودند کسانیکه توانستند با جمع آوری سرمایه ، زندگی خود را سر و سامان دهند.<br />
از اواسط سال های 70 تاکنون این روند مهاجرت به سمت یکی از پهناورترین کشورهای قاره آمریکا تغییر جهت داده است.<br />
از زمانیکه کانادا مرزهای خود را به روی شهروندان دیگر کشورها گشود،بسیاری از جوانان ایرانی که تا آن زمان در آرزوی ورود به اروپا و آمریکا بودند مسیر خود را تغییر دادند و سفارت کانادا تبدیل به کعبه آمال و آرزوهای جوانان شد.<br />
البته این کشور سرد و پهناور میزبان جوانان تحصیل کرده ایی شد که به غیر از دانش و تخصص،سرمایه های مادی خود را نیز به آنجا می بردند.<br />
اگر تا قبل از آن دلیل اصلی مسافرت های جوانان کسب دانش یا پول بود و بعد از رسیدن به هدف خود به کشور باز می گشتند اما سفر به کانادا روندی بر عکس پیش روی آنان گذارد.<br />
جوانان ایرانی به آن سوی مرزها و فرسنگ ها دورتر از خانه خود می روند تا امنیت، آرامش و آرزوهایی را که در سرزمین مادری خود نیافتند در آنجا پیدا کنند.<br />
یکی از وکلای به نام تهران که تا به حال جوانان بسیاری را به آن سوی مرزها فرستاده است،به خبرنگار سینا می گوید:جوانانی که از ایران خارج می شوند دو دسته هستند.یکی آن هایی که از تحصیلات خوبی برخوردار نیستند و به همین دلیل آینده خوبی را در داخل کشور برای خود متصور نیستند و دوم جوانانی که فارغ التحصیل دانشگاه های ایران هستند.<br />
به گفته این وکیل این جوانان به علت اینکه در کشور خود کار خوب و مورد علاقه شان را پیدا نمی کنند، مهاجرت را یک امکان در راه پیشرفت و رسیدن به آرزوهایشان می دانند.<br />
"نغمه سلطانی" که به همراه همسرش به کانادا مهاجرت کرده و برای دیدن خانواده و تعطیلات به ایران آمده است، می گوید:ما یک سال پس از ازدواجمان به کانادا رفتیم و پس از گذشت دو سال توانستیم خانه و ماشین آخرین مدل بخریم درحالیکه اگر در ایران 10 سال سخت تر از این هم کار می کردیم نمی توانستیم حتی یک اتاق 10 متری بخریم.<br />
او تأکید می کند:من و همسرم هر دو تحصیل کرده هستیم و از اینکه دور از خانواده مان زندگی می کنیم اصلاً خوش حال نیستیم اما مجبوریم که به فکر آینده باشیم. <br />
"سارا علوی" دانشجویی است که تابستان به ایران آمده تا مادربزرگش را ببیند. او می گوید:وقتی به ایران می آیم اصلاً دوست ندارم برگردم، هیچ چیز و هیچ کس چون خانواده، دوست و همزبان آدم در ایران و موطن اصلی نمی شود،من در کشور خودم احساس داشتن هویت می کنم.<br />
وی می افزاید: اما وقتی که به دوستان دانشجویم نگاه می کنم که هیچ لذتی از درسی که می خوانند نمی برند و در مورد آینده شغلی خود سردرگم هستند مطمئن می شوم که باید برگردم چون من در کانادا هم از لحاظ درسی و هم از لحاظ شغلی در امنیت به سر می برم.<br />
یک وکیل که در کار فرستادن مهاجر به کشوری چون کاناداست و نمی خواست نامش فاش شود،خاطر نشان می کند:بیشتر این جوانان از شرایط و موقعیتی که می خواهند در آن زندگی کنند خبر ندارند و فقط به خاطر علاقه به زندگی بهتر و رویای زندگی خارج از کشور اقدام به مهاجرت می کنند.<br />
وی تعداد جوانان مراجعه کننده به دفترش را در روز 20 الی 25 تن ذکر می کند و می افزاید:جوانانی که وارد کانادا می شوند اگر زبان انگلیسی یا فرانسه را خوب و در حد مطلوب بلد باشند می توانند در دانشگاه های کانادا به تحصیل مشغول شوند و به خصوص اگر از وضعیت مالی خوبی نیز برخوردار باشند می توانند به راحتی در آنجا زندگی کنند.<br />
این وکیل می گوید:اما وضعیت برای جوانانی که بدون سرمایه به کانادا می روند،تفاوت دارد.<br />
وی می افزاید:این جوانان باید سخت کار کنند و اگر افراد جدی و سخت کوشی باشند می توانند بعد از یکی دوسال به تحصیل مشغول شوند.<br />
وی می افزاید: البته به علت اینکه حداقل میزان حقوق نیز در کانادا بالا است زندگی برای اکثر ایرانیان مطلوب است و می توانند هم درآمد داشته باشند،هم درس بخوانند و هم زندگی خوبی را برای خود تشکیل دهند.<br />
"سعید مسگران" فردی که در دانشگاه تهران دندانپزشکی خوانده است و در یکی از درمانگاه های تهران کار می کند،یک سالی است که تمام تلاش خود را می کند تا بتواند ویزای اقامت در کانادا بگیرد.<br />
وی می گوید: من از لحاظ علمی اینجا احساس رضایت نمی کنم و ترجیح می دهم در یک محیط علمی پیشرفته که از لحاظ آکادمیک قوی است ادامه تحصیل بدهم.<br />
وی می افزاید: من 6 سال در یکی از معتبرترین دانشگاه های ایران درس خوانده ام اما هیچ نشانه ای از تحرک و پویایی در محیط های علمی ایران نمی بینم.<br />
سعید،به فروش رفتن سوالات کنکور به خصوص آزمون های تخصصی را یکی از عوامل غیر علمی و تخصصی شدن دانشگاه ها ذکر کرده و تأکید می کند:ما از لحاظ تکنولوژی و امکانات درحد مطلوبی نیستیم و انگیزه کافی نیز برای تحصیل دانش وجود ندارد و به همین دلیل من ترجیح می دهم در محیطی درس بخوانم که به علم و دانش اهمیت ویژه ای بدهند.<br />
یک روانشناس،یکی از دلایل مهاجرت جوانان در سال های اخیر را نداشتن امنیت عنوان می کند و می گوید:جوانان دوست دارند در محیطی زندگی کنند که از حقوق شهروندی به معنی عام برخوردار باشند.<br />
دکتر"حمیدرضا جلالی"می افزاید:درحال حاضر برای جوانان مهم نیست که در گذشته چه داشته اند،آنان به گذشتگانشان افتخار می کنند،اما زمان حال و آینده برایشان مهم تر است.<br />
وی تأکید می کند:با گسترده تر شدن دنیای ارتباطات، مرزها از بین رفته است و جوانان ایرانی امروزه می دانند،جوانان دیگر کشور ها چگونه زندگی می کنند و همین امر باعث می شود آنان نسبت به کمبود هایی که نسبت به دیگر همسن و سال های خود دارد احساس نارضایتی کنند.<br />
وی می افزاید: البته جوانان ایرانی به واقع از آنچه که در آنجا می گذرد خبر ندارند و تحت فشار تبلیغات گسترده فکر می کنند، آن سوی مرزها می توانند زندگی بهتری داشته باشند در حالیکه بسیاری از آنان وقتی می روند بعد از مدتی سرخورده و افسرده بر می گردند.<br />
جلالی می گوید: اما این را هم نباید نادیده گرفت که جوانان ما متاسفانه در جامعه دچار یأس و سرخوردگی شدیدی شده اند، بیشتر آنان احساس می کنند در کشور خود از ساده ترین حقوق شهروندی و مدنی برخوردار نیستند.<br />
این روانشناس تأکید می کند:متأسفانه بسیاری از مسوولین کشور به جای ریشه یابی و رفع مشکل جوانان فقط به آن مشکلات می افزایند.<br />
وی می افزاید: به خصوص تصمیم گیری های لحظه ای و تغییرات متعددی که در برنامه هایشان می دهند ثبات و امنیت را از بین می برند.<br />
جلالی می گوید: جوان وقتی در محیط پیرامونش احساس آرامش و ثبات نکند به سوی محیطی کشیده می شود که این احساس را به او منتقل کند،درحالیکه درحال حاضر اکثر جوانان ما در کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا این امنیت، آرامش و احساس شهروند بودن را جستجو می کنند.<br />
وی تأکید می کند:جوان خواستار حفظ احترام است،اینکه او را بشناسند،برای او حقوقی در نظر بگیرند و به او بها دهند و این چیزی است که در خارج از مرزهای ایران دیده می شود.<br />
"ندا محمدی" پنج سال است که در تورنتو زندگی می کند او در سن 20 سالگی وارد کانادا شده و در مورد دلایل خارج شدنش از ایران می گوید: من در ایران دانشجوی زبان روسی و در شرکتی مشغول به کار بازاریابی بودم، از لحاظ کاری و تحصیلی در شرایط خاصی به سر نمی بردم اما اکنون در کانادا هم در رشته خوب بازرگانی فارغ التحصیل شدم و هم در یکی از بهترین کمپانی ها مشغول به کار هستم.<br />
وی می افزاید: البته با توجه به درسی که من اکنون خوانده ام و سابقه ی کاری که در کانادا دارم اگر به خواهم در ایران بمانم می توانم با حقوقی بیشتر از کانادا کار کنم اما به علت آزادی هایی که در کانادا دارم این کار را نمی کنم.<br />
ندا تأکید می کند: منظور من از آزادی احترامی است که به من به عنوان یک زن گذاشته می شود،من در جامعه کانادا فردی هستم برابر با همه و برخوردار از همه حقوق شهروندی. احتیاج ندارم به خاطر زن بودنم تواناییهای خود را ثابت کنم در حالیکه زنان ایرانی اول باید خودشان را تثبیت کنند و بعد شناخته شوند.<br />
اما با وجود تمامی شرایطی که برخی جوانان به عنوان موفقیت از آن یاد می کنند،اما جوانانی هم هستند که با وجود داشتن اقامت کانادا، در ایران زندگی می کنند.<br />
از نظر اینان،زندگی در سرزمین پهناوری چون کانادا دلیل بر خوشبختی و موفقیت نیست.<br />
جوانانی که تصمیم می گیرند،خانواده و کشور خود را ترک کنند می دانند که در سرزمینی که روابط افراد بر پایه قانون و حریم شخصی شکل گرفته است از عواطف شرقی خبری نیست.<br />
زندگی برای مهاجرین در این کشور با زندگی شهروندان بومی تفاوت های زیادی دارد،آنان به علت اینکه خارجی هستند ساعات بیشتری را کار می کنند،از تفریحات کمتری برخوردار هستند و با وجود داشتن کارت اقامت اما بازهم در چشم مردم آن سرزمین خارجی هستند.<br />
"اشکان مدنی" جوانی که اقامت کانادا دارد و در ایران زندگی می کند، می گوید:من در ایران یک مهندس هستم،از کار و وضعیت اجتماعی که دارم خیلی راضیم البته می دانم که اگر در کانادا بودم شرایطی به مراتب بهتر داشتم اما من ایران را ترجیح می دهم.<br />
او می افزاید:خیلی ها دوست دارند به جای من باشند،اما من نمی توانم با کسانی که زبانشان،فرهنگشان و مهمتر از همه احساسات و علایقشان با من متفاوت است زندگی کنم.<br />
"وفا طباطبایی" یک جوان دیگر می گوید:زمانیکه من تصمیم گرفتم به کانادا بروم تازه درسم را در ایران تمام کرده بودم و از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردار بودم.<br />
وی تأکید می کند: من در کشور خودم احساس مفید بودن می کردم، احساس اینکه به من احتیاج دارند اما در کانادا من هم یکی می شوم مثل دیگران بدون هیچ کارایی و باید از ابتدا همه چیز را شروع کنم بدون اینکه کسی به من نیازی داشته باشد.<br />
وفا می گوید:درکنار دلایل شخصی،جداشدن از خانواده به خصوص مادربزرگم برای من سخت بود،خانواده به من احساس حمایت و هویت می بخشد و انسان بدون این احساسات تبدیل به ماشین می شود و به همین دلایل من ماندن در ایران را ترجیح داده ام. <br />
مهرنوش نیز دختر جوان دیگری است که سالی چند بار به کانادا می رود تا اقامتش را تمدید کند.<br />
وی می گوید: زمانیکه تصمیم گرفتم به کانادا بروم هیجان بسیاری داشتم، رویای زندگی در یک کشور خارجی آن هم جایی مثل کانادا برایم غیر قابل تصور بود.<br />
مهرنوش می افزاید:بعداز اینکه کلی پول وکیل دادم و هزینه های بسیار برای رفتن به کشوری دیگر به جهت مصاحبه پرداخت کردم توانستم ویزای ورود به کانادا را بگیرم.<br />
وی می گوید: یک ماه اول برایم بسیار جذاب بود،اما کم کم سختی های زندگی در کشور خارجی نمایان شد،درس خواندن به زبان انگلیسی،کار سخت و طاقت فرسا برای اینکه بتوانم زندگی کنم ، نبود خانواده به خصوص زمانیکه خسته از کار باید به خانه ایی خالی از صداهای آشنا برگردم همه می تواند از جمله دلایلی باشد که نتوانم دور از وطن زندگی کنم.<br />
به گفته بیشتر صاحب نظران، ایرانیان مقیم خارج از کشور بسیار موفق تر از ایرانیانی هستند که در داخل کشور زندگی می کنند و در این میان جامعه ایرانیان کانادا بسیار موفق تر از دیگران هستند به طوری که نخست وزیر کانادا تاکنون چندمرتبه از ایرانیان کانادایی به علت تأثیر بزرگی که بر اقتصاد این کشور گذاشته اند، تشکر کرده است.<br />
این مساله به این دلیل است که ایرانیانی که به کشورهای صنعتی مهاجرت می کنند،اکثراً جوانان نخبه و تحصیل کرده در دانشگاه های معتبر کشور هستند.<br />
طبق آخرین آمار صندوق بین الملل پول،ایران از نظر مهاجرت در بین 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان،رتبه نخست را دارد،به نحوی که سالیانه 150 تا 180 هزار تحصیلکرده از ایران خارج می شوند.<br />
دکتر "امان الله قرایی مقدم"، جامعه شناس یکی از دلایلی را که موجب مهاجرت جوانان می شود، از بین رفتن هویت ذکر می کند و می افزاید: اهمیت به هویت ملی جوانان یکی از دلایلی است که باعث می شود جوان به کشور و مردمش احساس تعلق و وفاداری کند، تا جاییکه حاضر به ترک سرزمین مادری خود نشود.<br />
این جامعه شناس می افزاید: اما ما از جوانان تاریخ و هویتشان را گرفته ایم و به آنها اینطور تلقین کرده ایم که گذشته ای نداشته اند و هر آنچه که بوده، بد است نتیجه چنین فرایندی این است که جوان به بادکنکی تبدیل می شود که به هیج جا وصل نیست و به راحتی می توان او را به هر سو کشید.<br />
وی تأکید می کند: وقتی جوان از هویت و فرهنگ ملی خود دور و از کشور خود بیگانه شود به راحتی وطنش را نیز ترک می کند و به جایی می رود که در آن راحتی را تجربه کند.<br />
قرایی مقدم می افزاید: کشورهایی مثل آمریکا و کانادا بی هیچ هزینه ای جوانان خوب و تحصیل کرده مارا جذب می کنند، جوانانی که برای تربیتشان هزینه های بسیاری شده است.<br />
این جامعه شناس گناه این امر را متوجه مسوولان می داند و می گوید: بزرگترین خطا را در این سال ها متولیان کتب درسی کرده اند که بدون توجه جوانان را از هر آنچه تاریخ و گذشته شان است دور کرده اند.<br />
صف سفارتخانه ها هنوز طولانی است، جوانان بسیاری از ساعات اولیه صبح در انتظار گرفتن ویزا هستند. آیا این جوانان تحصیل کرده ایران امروز حاضرند برای رفتن به آن سوی مرزها مانند جوان ایرانی در آن فیلم به هر کاری تن دهند؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[از زمان به تصویر کشیده شدن رویای پسر جوانی که در آرزوی رفتن به ایالات متحده آمریکا صدای هنر پیشه های هالیوودی را تقلید می کرد تا جوانان ایرانی که کنار در سفارتخانه ها صف کشیده اند زمان زیادی می گذرد.<br />
سالهای زیادی است که در این سرزمین بسیاری از جوانان در آرزوی رفتن به آن سوی آبها به سر می برند و برای عبور از مرز نه تنها راه های قانونی بلکه راه های غیر قانونی بسیاری را نیز تجربه کرده اند.<br />
پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله ،بسیاری از خانواده ها به خصوص خانواده های طبقه مرفه،فرزندان خود را از ترس یا به امید زندگی بهتر از راههای قانونی و غیرقانونی به آن سوی مرزها عبور دادند.<br />
پس از پایان جنگ و با عادی شدن وضعیت زندگی در ایران و خاطر جمع شدن خانواده ها از امنیت فرزندانشان روند مهاجرت جوانان به آن سوی مرزها به خصوص از طریق شیوه های غیرقانونی تا حدودی کاسته شد.<br />
با آغاز دوره سازندگی و جایگزین شدن فرهنگ مادی به جای فرهنگ معنوی دوران جنگ،بسیاری از جوانان بخصوص آنانی که تحصیلات چندانی نداشتند و حرفه خاصی را نیز فرانگرفته بودند،به دنبال کار و کسب درآمد بیشتر راهی کشورهایی چون ژاپن شدند. <br />
هرچند که بسیاری از آنان می توانستند در سرزمین مادری به کار هایی بهتر از سوزاندن مرده های ژاپنی مشغول شوند،اما رویای ثروت در کنار امنیت وعده شده به آن ها موجب شد تا اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 ژاپن میزبان هزاران جوان ایرانی شود.<br />
البته این مهاجرت های کاری برای بسیاری از این جوانان نه تنها ثروتی به ارمغان نیاورد بلکه کابوس شبانه آنان نیز شد.<br />
بسیاری یا جذب باندهای مافیایی شدند و به علت کارهای خلاف پلیس ژاپن آن ها را به ایران بازگرداند و یا به خاطر کلاه برداری هموطنانشان تمام پولی را که جمع کرده بودند از دست دادند، البته بودند کسانیکه توانستند با جمع آوری سرمایه ، زندگی خود را سر و سامان دهند.<br />
از اواسط سال های 70 تاکنون این روند مهاجرت به سمت یکی از پهناورترین کشورهای قاره آمریکا تغییر جهت داده است.<br />
از زمانیکه کانادا مرزهای خود را به روی شهروندان دیگر کشورها گشود،بسیاری از جوانان ایرانی که تا آن زمان در آرزوی ورود به اروپا و آمریکا بودند مسیر خود را تغییر دادند و سفارت کانادا تبدیل به کعبه آمال و آرزوهای جوانان شد.<br />
البته این کشور سرد و پهناور میزبان جوانان تحصیل کرده ایی شد که به غیر از دانش و تخصص،سرمایه های مادی خود را نیز به آنجا می بردند.<br />
اگر تا قبل از آن دلیل اصلی مسافرت های جوانان کسب دانش یا پول بود و بعد از رسیدن به هدف خود به کشور باز می گشتند اما سفر به کانادا روندی بر عکس پیش روی آنان گذارد.<br />
جوانان ایرانی به آن سوی مرزها و فرسنگ ها دورتر از خانه خود می روند تا امنیت، آرامش و آرزوهایی را که در سرزمین مادری خود نیافتند در آنجا پیدا کنند.<br />
یکی از وکلای به نام تهران که تا به حال جوانان بسیاری را به آن سوی مرزها فرستاده است،به خبرنگار سینا می گوید:جوانانی که از ایران خارج می شوند دو دسته هستند.یکی آن هایی که از تحصیلات خوبی برخوردار نیستند و به همین دلیل آینده خوبی را در داخل کشور برای خود متصور نیستند و دوم جوانانی که فارغ التحصیل دانشگاه های ایران هستند.<br />
به گفته این وکیل این جوانان به علت اینکه در کشور خود کار خوب و مورد علاقه شان را پیدا نمی کنند، مهاجرت را یک امکان در راه پیشرفت و رسیدن به آرزوهایشان می دانند.<br />
"نغمه سلطانی" که به همراه همسرش به کانادا مهاجرت کرده و برای دیدن خانواده و تعطیلات به ایران آمده است، می گوید:ما یک سال پس از ازدواجمان به کانادا رفتیم و پس از گذشت دو سال توانستیم خانه و ماشین آخرین مدل بخریم درحالیکه اگر در ایران 10 سال سخت تر از این هم کار می کردیم نمی توانستیم حتی یک اتاق 10 متری بخریم.<br />
او تأکید می کند:من و همسرم هر دو تحصیل کرده هستیم و از اینکه دور از خانواده مان زندگی می کنیم اصلاً خوش حال نیستیم اما مجبوریم که به فکر آینده باشیم. <br />
"سارا علوی" دانشجویی است که تابستان به ایران آمده تا مادربزرگش را ببیند. او می گوید:وقتی به ایران می آیم اصلاً دوست ندارم برگردم، هیچ چیز و هیچ کس چون خانواده، دوست و همزبان آدم در ایران و موطن اصلی نمی شود،من در کشور خودم احساس داشتن هویت می کنم.<br />
وی می افزاید: اما وقتی که به دوستان دانشجویم نگاه می کنم که هیچ لذتی از درسی که می خوانند نمی برند و در مورد آینده شغلی خود سردرگم هستند مطمئن می شوم که باید برگردم چون من در کانادا هم از لحاظ درسی و هم از لحاظ شغلی در امنیت به سر می برم.<br />
یک وکیل که در کار فرستادن مهاجر به کشوری چون کاناداست و نمی خواست نامش فاش شود،خاطر نشان می کند:بیشتر این جوانان از شرایط و موقعیتی که می خواهند در آن زندگی کنند خبر ندارند و فقط به خاطر علاقه به زندگی بهتر و رویای زندگی خارج از کشور اقدام به مهاجرت می کنند.<br />
وی تعداد جوانان مراجعه کننده به دفترش را در روز 20 الی 25 تن ذکر می کند و می افزاید:جوانانی که وارد کانادا می شوند اگر زبان انگلیسی یا فرانسه را خوب و در حد مطلوب بلد باشند می توانند در دانشگاه های کانادا به تحصیل مشغول شوند و به خصوص اگر از وضعیت مالی خوبی نیز برخوردار باشند می توانند به راحتی در آنجا زندگی کنند.<br />
این وکیل می گوید:اما وضعیت برای جوانانی که بدون سرمایه به کانادا می روند،تفاوت دارد.<br />
وی می افزاید:این جوانان باید سخت کار کنند و اگر افراد جدی و سخت کوشی باشند می توانند بعد از یکی دوسال به تحصیل مشغول شوند.<br />
وی می افزاید: البته به علت اینکه حداقل میزان حقوق نیز در کانادا بالا است زندگی برای اکثر ایرانیان مطلوب است و می توانند هم درآمد داشته باشند،هم درس بخوانند و هم زندگی خوبی را برای خود تشکیل دهند.<br />
"سعید مسگران" فردی که در دانشگاه تهران دندانپزشکی خوانده است و در یکی از درمانگاه های تهران کار می کند،یک سالی است که تمام تلاش خود را می کند تا بتواند ویزای اقامت در کانادا بگیرد.<br />
وی می گوید: من از لحاظ علمی اینجا احساس رضایت نمی کنم و ترجیح می دهم در یک محیط علمی پیشرفته که از لحاظ آکادمیک قوی است ادامه تحصیل بدهم.<br />
وی می افزاید: من 6 سال در یکی از معتبرترین دانشگاه های ایران درس خوانده ام اما هیچ نشانه ای از تحرک و پویایی در محیط های علمی ایران نمی بینم.<br />
سعید،به فروش رفتن سوالات کنکور به خصوص آزمون های تخصصی را یکی از عوامل غیر علمی و تخصصی شدن دانشگاه ها ذکر کرده و تأکید می کند:ما از لحاظ تکنولوژی و امکانات درحد مطلوبی نیستیم و انگیزه کافی نیز برای تحصیل دانش وجود ندارد و به همین دلیل من ترجیح می دهم در محیطی درس بخوانم که به علم و دانش اهمیت ویژه ای بدهند.<br />
یک روانشناس،یکی از دلایل مهاجرت جوانان در سال های اخیر را نداشتن امنیت عنوان می کند و می گوید:جوانان دوست دارند در محیطی زندگی کنند که از حقوق شهروندی به معنی عام برخوردار باشند.<br />
دکتر"حمیدرضا جلالی"می افزاید:درحال حاضر برای جوانان مهم نیست که در گذشته چه داشته اند،آنان به گذشتگانشان افتخار می کنند،اما زمان حال و آینده برایشان مهم تر است.<br />
وی تأکید می کند:با گسترده تر شدن دنیای ارتباطات، مرزها از بین رفته است و جوانان ایرانی امروزه می دانند،جوانان دیگر کشور ها چگونه زندگی می کنند و همین امر باعث می شود آنان نسبت به کمبود هایی که نسبت به دیگر همسن و سال های خود دارد احساس نارضایتی کنند.<br />
وی می افزاید: البته جوانان ایرانی به واقع از آنچه که در آنجا می گذرد خبر ندارند و تحت فشار تبلیغات گسترده فکر می کنند، آن سوی مرزها می توانند زندگی بهتری داشته باشند در حالیکه بسیاری از آنان وقتی می روند بعد از مدتی سرخورده و افسرده بر می گردند.<br />
جلالی می گوید: اما این را هم نباید نادیده گرفت که جوانان ما متاسفانه در جامعه دچار یأس و سرخوردگی شدیدی شده اند، بیشتر آنان احساس می کنند در کشور خود از ساده ترین حقوق شهروندی و مدنی برخوردار نیستند.<br />
این روانشناس تأکید می کند:متأسفانه بسیاری از مسوولین کشور به جای ریشه یابی و رفع مشکل جوانان فقط به آن مشکلات می افزایند.<br />
وی می افزاید: به خصوص تصمیم گیری های لحظه ای و تغییرات متعددی که در برنامه هایشان می دهند ثبات و امنیت را از بین می برند.<br />
جلالی می گوید: جوان وقتی در محیط پیرامونش احساس آرامش و ثبات نکند به سوی محیطی کشیده می شود که این احساس را به او منتقل کند،درحالیکه درحال حاضر اکثر جوانان ما در کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا این امنیت، آرامش و احساس شهروند بودن را جستجو می کنند.<br />
وی تأکید می کند:جوان خواستار حفظ احترام است،اینکه او را بشناسند،برای او حقوقی در نظر بگیرند و به او بها دهند و این چیزی است که در خارج از مرزهای ایران دیده می شود.<br />
"ندا محمدی" پنج سال است که در تورنتو زندگی می کند او در سن 20 سالگی وارد کانادا شده و در مورد دلایل خارج شدنش از ایران می گوید: من در ایران دانشجوی زبان روسی و در شرکتی مشغول به کار بازاریابی بودم، از لحاظ کاری و تحصیلی در شرایط خاصی به سر نمی بردم اما اکنون در کانادا هم در رشته خوب بازرگانی فارغ التحصیل شدم و هم در یکی از بهترین کمپانی ها مشغول به کار هستم.<br />
وی می افزاید: البته با توجه به درسی که من اکنون خوانده ام و سابقه ی کاری که در کانادا دارم اگر به خواهم در ایران بمانم می توانم با حقوقی بیشتر از کانادا کار کنم اما به علت آزادی هایی که در کانادا دارم این کار را نمی کنم.<br />
ندا تأکید می کند: منظور من از آزادی احترامی است که به من به عنوان یک زن گذاشته می شود،من در جامعه کانادا فردی هستم برابر با همه و برخوردار از همه حقوق شهروندی. احتیاج ندارم به خاطر زن بودنم تواناییهای خود را ثابت کنم در حالیکه زنان ایرانی اول باید خودشان را تثبیت کنند و بعد شناخته شوند.<br />
اما با وجود تمامی شرایطی که برخی جوانان به عنوان موفقیت از آن یاد می کنند،اما جوانانی هم هستند که با وجود داشتن اقامت کانادا، در ایران زندگی می کنند.<br />
از نظر اینان،زندگی در سرزمین پهناوری چون کانادا دلیل بر خوشبختی و موفقیت نیست.<br />
جوانانی که تصمیم می گیرند،خانواده و کشور خود را ترک کنند می دانند که در سرزمینی که روابط افراد بر پایه قانون و حریم شخصی شکل گرفته است از عواطف شرقی خبری نیست.<br />
زندگی برای مهاجرین در این کشور با زندگی شهروندان بومی تفاوت های زیادی دارد،آنان به علت اینکه خارجی هستند ساعات بیشتری را کار می کنند،از تفریحات کمتری برخوردار هستند و با وجود داشتن کارت اقامت اما بازهم در چشم مردم آن سرزمین خارجی هستند.<br />
"اشکان مدنی" جوانی که اقامت کانادا دارد و در ایران زندگی می کند، می گوید:من در ایران یک مهندس هستم،از کار و وضعیت اجتماعی که دارم خیلی راضیم البته می دانم که اگر در کانادا بودم شرایطی به مراتب بهتر داشتم اما من ایران را ترجیح می دهم.<br />
او می افزاید:خیلی ها دوست دارند به جای من باشند،اما من نمی توانم با کسانی که زبانشان،فرهنگشان و مهمتر از همه احساسات و علایقشان با من متفاوت است زندگی کنم.<br />
"وفا طباطبایی" یک جوان دیگر می گوید:زمانیکه من تصمیم گرفتم به کانادا بروم تازه درسم را در ایران تمام کرده بودم و از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردار بودم.<br />
وی تأکید می کند: من در کشور خودم احساس مفید بودن می کردم، احساس اینکه به من احتیاج دارند اما در کانادا من هم یکی می شوم مثل دیگران بدون هیچ کارایی و باید از ابتدا همه چیز را شروع کنم بدون اینکه کسی به من نیازی داشته باشد.<br />
وفا می گوید:درکنار دلایل شخصی،جداشدن از خانواده به خصوص مادربزرگم برای من سخت بود،خانواده به من احساس حمایت و هویت می بخشد و انسان بدون این احساسات تبدیل به ماشین می شود و به همین دلایل من ماندن در ایران را ترجیح داده ام. <br />
مهرنوش نیز دختر جوان دیگری است که سالی چند بار به کانادا می رود تا اقامتش را تمدید کند.<br />
وی می گوید: زمانیکه تصمیم گرفتم به کانادا بروم هیجان بسیاری داشتم، رویای زندگی در یک کشور خارجی آن هم جایی مثل کانادا برایم غیر قابل تصور بود.<br />
مهرنوش می افزاید:بعداز اینکه کلی پول وکیل دادم و هزینه های بسیار برای رفتن به کشوری دیگر به جهت مصاحبه پرداخت کردم توانستم ویزای ورود به کانادا را بگیرم.<br />
وی می گوید: یک ماه اول برایم بسیار جذاب بود،اما کم کم سختی های زندگی در کشور خارجی نمایان شد،درس خواندن به زبان انگلیسی،کار سخت و طاقت فرسا برای اینکه بتوانم زندگی کنم ، نبود خانواده به خصوص زمانیکه خسته از کار باید به خانه ایی خالی از صداهای آشنا برگردم همه می تواند از جمله دلایلی باشد که نتوانم دور از وطن زندگی کنم.<br />
به گفته بیشتر صاحب نظران، ایرانیان مقیم خارج از کشور بسیار موفق تر از ایرانیانی هستند که در داخل کشور زندگی می کنند و در این میان جامعه ایرانیان کانادا بسیار موفق تر از دیگران هستند به طوری که نخست وزیر کانادا تاکنون چندمرتبه از ایرانیان کانادایی به علت تأثیر بزرگی که بر اقتصاد این کشور گذاشته اند، تشکر کرده است.<br />
این مساله به این دلیل است که ایرانیانی که به کشورهای صنعتی مهاجرت می کنند،اکثراً جوانان نخبه و تحصیل کرده در دانشگاه های معتبر کشور هستند.<br />
طبق آخرین آمار صندوق بین الملل پول،ایران از نظر مهاجرت در بین 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان،رتبه نخست را دارد،به نحوی که سالیانه 150 تا 180 هزار تحصیلکرده از ایران خارج می شوند.<br />
دکتر "امان الله قرایی مقدم"، جامعه شناس یکی از دلایلی را که موجب مهاجرت جوانان می شود، از بین رفتن هویت ذکر می کند و می افزاید: اهمیت به هویت ملی جوانان یکی از دلایلی است که باعث می شود جوان به کشور و مردمش احساس تعلق و وفاداری کند، تا جاییکه حاضر به ترک سرزمین مادری خود نشود.<br />
این جامعه شناس می افزاید: اما ما از جوانان تاریخ و هویتشان را گرفته ایم و به آنها اینطور تلقین کرده ایم که گذشته ای نداشته اند و هر آنچه که بوده، بد است نتیجه چنین فرایندی این است که جوان به بادکنکی تبدیل می شود که به هیج جا وصل نیست و به راحتی می توان او را به هر سو کشید.<br />
وی تأکید می کند: وقتی جوان از هویت و فرهنگ ملی خود دور و از کشور خود بیگانه شود به راحتی وطنش را نیز ترک می کند و به جایی می رود که در آن راحتی را تجربه کند.<br />
قرایی مقدم می افزاید: کشورهایی مثل آمریکا و کانادا بی هیچ هزینه ای جوانان خوب و تحصیل کرده مارا جذب می کنند، جوانانی که برای تربیتشان هزینه های بسیاری شده است.<br />
این جامعه شناس گناه این امر را متوجه مسوولان می داند و می گوید: بزرگترین خطا را در این سال ها متولیان کتب درسی کرده اند که بدون توجه جوانان را از هر آنچه تاریخ و گذشته شان است دور کرده اند.<br />
صف سفارتخانه ها هنوز طولانی است، جوانان بسیاری از ساعات اولیه صبح در انتظار گرفتن ویزا هستند. آیا این جوانان تحصیل کرده ایران امروز حاضرند برای رفتن به آن سوی مرزها مانند جوان ایرانی در آن فیلم به هر کاری تن دهند؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شهر، شهرسازي و شهرنشيني در ايران ( با تمركز بر ايران پيش از اسلام )]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3790</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:44:50 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3790</guid>
			<description><![CDATA[پيشگفتار :<br />
<br />
            تمدن ايران به صورتهاي متوالي خود (ماقبل آريايي، مادي، هخامنشي، پارتي، ساساني و اسلامي) در مدت 50 قرن بدون انقطاع به حيات خويش ادامه داده است. و دقيقاً همين فرايند را در شهرسازي و معماري ايراني نيز مي‌توانيم پيگيري كنيم. سنتهاي كهن به واسطه استادان بزرگ به شاگردان مستعد منتقل شد و در هر دوره به تناسب موقعيت سياسي- فرهنگي كشور چيزهايي بر آن افزوده گرديد و يا از آن حذف شد. اين امر را با مطالعه در شهرهاي ايراني (چه در داخل مرزهاي كنوني جمهوري اسلامي و چه در ايران زمين واقعي) مي‌توان اثبات نمود.<br />
<br />
            لااقل از 5000 سال پيش از ميلاد مسيح تا عصر حاضر نمونه‌هاي مشخص اين معماري بر پهنه‌اي گسترده از سوريه تا هندوستان شمالي و كناره‌هاي چين و از قفقاز تا زنگبار پراكنده است. بيش از 3000 سال است كه پاره‌اي عناصر طرح معماري ايران همچنان پابرجا مانده است. بارزترين اين عناصر احساس مشخصي است نسبت به مقياس و به كار گرفتن آگاهانه شكلهاي ساده و جسيم و رسوخ شگفت‌آور ترجيح تزيينات بر ساير عوامل و درگاههاي تاقدار رفيع كه درون پيشخانهايي قرار گرفته و سرستونهاي تزييني و بالاخره تكرار انواع گرده‌هاي افقي و عمودي. در طول اعصار اين عناصر معماري در ابنيه كاملاً گوناگون تكرار گرديده است.<br />
<br />
            در اين پژوهش نگاهي تحليلي بر جنبه‌هاي جمعيتي، تاريخي، معماري، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي شهرها و كانونهاي جمعيتي ايران از دورترين ادوار پيش از تاريخ تا سرآمدن روزگار ساسانيان خواهيم داشت.<br />
<br />
جمعيت :<br />
<br />
            جمعيت ايران در دوره ميان سنگي حدود 30000 نفر تخمين زده مي‌شود. در اوايل دوره نوسنگي (5000 سال پيش از ميلاد) جمعيت آن بيش از 500000 نفر نبوده و در مقايسه رقم پيشنهادي براي عصر مفرغ (1000 سال پيش از ميلاد) از 2000000 نفر تجاوز نمي‌كند. در اين زمان ايران زيستگاه چادرنشينان چابكسوار و كشاورزان بود. طي سده هشتم و هفتم قبل از ميلاد جنگها و كشمكشهاي شديد بين ايرانيان فلات و آشوريان شمال غرب با پيروزي ايران به پايان رسيد و ايرانيان (مادها و پارس‌ها) سالار مردان امپراتوريي شدند كه از يونان تا هند گسترده بود، با روان شدن خراج و ماليات به قلب امپراتوري جديد، جمعيت ايران از حدود 2.5 ميليون به 4 ميليون نفر افزايش يافت، موازنه جديدي بين شيوه‌هاي زندگي چادرنشيني و شهرنشيني به وجود آمد. جمعيت در طي چيرگي اسكندر، جانشينان وي و همچنين بازگشت قدرت به پادشاهان اشكاني (پارت) تقريباً بدون تغيير باقي ماند، در زمان پادشاهي ساساني (649-226 ميلادي) جمعيت تا 5000000 نفر بالا رفت. در حقيقت از نظر جمعيتي، كه مخالف با ديدگاه سياسي است، ورود اعراب، رخداد مهم تاريخ ميانه ايران محسوب نمي شود بلكه ورود تركها، كه با هجومهاي خود كه با مهاجرتهاي زيادي همراه بود و از 1000 تا 1500 ميلادي ادامه داشت، موجب شد تركيب جديدي در جمعيت ايران به وجود آيد. به علاوه هنگامي كه قبايل ترك به اين منطقه سرازير شدند موازنه پيشين در روش زندگي مردم از كشاورزي به چادرنشيني متمايل شد، تأثير اين تغيير فوراً به شكل كشتار روستاييان ايراني به دست چادرنشينان ترك نمود پيدا كرد.‌<br />
<br />
          نخستين يورش تركها (سلجوقيان) چندان نابود كننده نبود زيرا بيشتر تركها به تركيه رفتند. يورش مضمحل كننده در سال 1220 ميلادي به وقوع پيوست، هنگامي كه سپاهيان چنگيزخان از شمال شرقي تاختند و در كشتارها، به تخمين، جمعيت 25 درصد كاهش يافت. در حدود 1500 ميلادي از 4000000 ساكنان ايران 1000000 نفر چادرنشينان ترك بودند. به تدريج طي سه سده بعد كشاورزي روستايي باتوان بيشتري مجدداً پديدار شد و همچنان كه جمعيت كل ايران تا 6000000 نفر افزايش مي يافت نسبت چادرنشينان تا 20 درصد كاهش يافت. <br />
<br />
           در حدود 1900 ميلادي 10 ميليون نفر در ايران زندگي مي‌كردند و حداكثر 2000000 نفر از اين تعداد چادرنشين بودند. در سال 1975 - مطابق با 1355 خورشيدي - 34 ميليون نفر در ايران زندگي مي‌كردند كه از اين تعداد 27 ميليون فارسي‌زبان، 4 ميليون ترك زبان و 2 ميليون عرب زبان بودند. جمعيت ايران طي سده‌هاي متوالي دستخوش تغييرات شگرفي بوده است. مي توان 5 عامل مهمتر را براي توجيه اين امر برشمرد:<br />
<br />
الف) بيماري‌هاي واگير<br />
<br />
ب) قحطي‌ها<br />
<br />
پ) سوانح طبيعي<br />
<br />
ت) جنگ و جدالهاي محلي و منطقه‌اي و يا تهاجم خارجي<br />
<br />
ث) مهاجرتها<br />
<br />
            عدم‌ياوجود اين عوامل مي‌توانست همراه با دوره‌هاي رونق و ركود منجر به افزايش يا كاهش، پراكندگي يا تجمع، شهرنشيني يا كوچ‌نشيني جمعيت شود. نگاهي به دوره‌هاي تاريخي ايران مويد اين باور خواهد بود. در نمودارهاي 1 و 2 به ترتيب تغييرات جمعيت ايران از 2500 سال قبل تا كنون و نيز وضعيت جمعيتي ايران طي صد سال گذشته نشان داده شده.<br />
<br />
<br />
<br />
شهر ايراني در ادوار گوناگون :<br />
<br />
            چنين رسم شده است كه هر مقوله‌اي را در ايران به پيش و پس از اسلام تفكيك كنند و اين كليت مساله «شهر» را نيز در بر مي‌گيرد، حال برخي شهر مدرن را نيز به عنوان يك شيوه، در امتداد دوره پس از اسلام، متمايز مي‌كنند.<br />
<br />
            ولي ما معتقديم «شهر» نيز همچون هر پديده اجتماعي ديگر از يك «پيوستگي» برخوردار است، يعني از ايجاد نخستين كانونهاي تمركز جمعيت يكجانشين در آبادي‌هايي كه به تدريج توسعه يافتند تا پيدايش كلان شهرهاي امروزي با يك مقوله واحد روبرو هستيم كه اگر چه ممكن است از لحاظ ريخت‌شناسي (مورفولوژيك) كاملاً متمايز جلوه كند ولي از جنبه كاربردي و ساختاري داراي روحي واحد است، در اينجا با وحدتي مواجهيم كه به تبع كاركردهاي گوناگون، شيوه معيشت، دوره تاريخي، … و تكنولوژي دچار دگرگوني مي‌شود ولي در هر صورت موضوعيت خود را از دست نمي‌دهد و همواره داراي عناصر مشترك اساسي است. با اين وجود خواهيم كوشيد شهر ايراني را از نخستين جلوه‌هاي آن رديابي كنيم و در دوره‌هاي مختلف تاريخي مطالعه نماييم.<br />
<br />
الف) دوران پيش از تاريخ :<br />
<br />
            ظاهراً نخستين جمعيتهاي شناخته شده پيش از تاريخ ايران در روستاهاي كوچكي كه به طور وسيعي پراكنده بود زندگي مي‌كردند. در طول روزگاري دراز، فشار و تأثير محيطي مشترك، واكنشهاي همانندي را به وجود آورد كه نتيجه آن پيدايش رسوم و عقايد و نهادهاي متشابه بود. همين كه اين واحه‌هاي تمدني پا از مراحل اوليه شكار و گردآوري خوراك بيرون گذاشتند خودكفايي آنها كمتر گشته وابستگيشان به يكديگر بيشتر گرديد. كهنترين اقامتگاه در سيلك كه تاريخ آن پيش از هزاره پنجم است، ظاهراً فقط شامل كلبه‌هايي بوده كه از شاخه درخت درست شده بود. در مرحله بعدي است كه ساختمان با خشت دست‌ساز آغاز گرديد، خشت و آجر جديد چهارگوش كه اطرافش مسطح است و در قالب زده مي‌شود در هزاره چهارم آشكار شد، ظاهراً اين نوآوري نيز از ابداعات ايرانيان بوده است<br />
<br />
           اشيايي كه در گورستاني در تپه «سيلك» پيدا شده و بعضي از آنها آهني است متعلق به هزار سال قبل از ميلاد است. اشيايي كه در اين قبرها پيدا شده عبارتند از اسلحه برنزي و آهني و تزيينات متعلق به زين و برگ اسب. اين قبور متعلق به اشخاص تازه واردي است كه بدون شك اسب‌ سوارند و تمدن ديگري غير از مردم بومي ايران آن عصر دارند و آقاي گيرشمن كه اين اشياء را كشف كرده احتمال مي‌دهد اين قبرها متعلق به ايرانيها -آريايي‌ها- و به احتمال قوي «مادها» باشد.<br />
<br />
            يك نمونه ديگر براي استمرار و تحول شيوه زندگي را مي‌توان در لرستان كنوني جستجو كرد :<br />
<br />
            در دره هليلان، تقريباً نرسيده به شمال آن، در نتيجه حفاري‌هايي كه به وسيله «مرتن‌سن» در سال 1964 در تپه گوران انجام گرفته معلوم شده كه در لايه‌هاي «با‌سال – Basal» كه مربوط به 6500 سال قبل از ميلاد است دهكده نيمه مسكوني وجود داشته كه خانه‌هاي آن از چوب بوده است اما همين دهكده تا سال 5800 قبل از ميلاد به صورت يك دهكده كاملاً مسكوني درآمده كه خانه‌هاي آن با‌ آجر ساخته شده بود، در حالي كه لايه‌هاي زيرين‌ آجري نبودند. سابقاً مراكز عمده پيدايش تمدن را منحصر به دلتاي نيل، ميان رودان (بين‌النهرين) و حوزه رود سند مي‌دانستند، گاهي نيز چين را به اين مجموعه مي‌افزودند ولي كارهاي متأخر ديرين‌شناسان نشان مي‌دهد كه در كنار اين كانونهاي بزرگ مدنيت و شهرنشيني، نه تنها نقش فلات ايران به عنوان كريدوري براي ارتباط فرهنگي، حايز اهميتي درخور است بلكه تأثير آن‌، گاه بيشتر از نقاط سابق‌الذكر مي‌باشد.<br />
<br />
           براي مدتها باستان‌شناسان مراكز شهري سرزمين بين‌النهرين را در برابر مناطق كم‌جمعيت و عقب افتاده ايران قرار مي‌دادند حال آنكه حفريات دانشگاه ‌هاروارد در تپه يحيي‌كرمان (1970)، هيأت‌حفاران ايتاليا در شهر سوخته سيستان (1969)، حفريات دانماركيها در اطراف خليج فارس (1969)، باستان‌شناسان اتحاد شوروي در آسياي مركزي (1972)، كاوشهاي گروه كانادايي دانشگاه اونتاريو در كنگاور (1975)، دانشگاه ميشيگان در دهلران (1975) و نيز كاوشهاي باستان‌شناسان دانشگاه تهران در دشت قزوين (1976) دگرگونيهاي بنيادي در نظريه فوق به وجود آورده است.  وسعت مناطق استقرار در آغاز شهرنشيني و ميزان يافته‌ها در حفريات و تاريخ آنها كه برابر 3400-3000 قبل از ميلاى است نشان مي‌دهد كه روابط ميان بين‌النهرين و سرزمين ايران، دوجانبه و متعادل بوده است. در قرون اوليه هزاره سوم پيش از ميلاد، جوامع روستايي در سراسر ايران به موازات بين‌النهرين با آهنگ رشد برابري در راه رسيدن به مرحله شهرنشيني گام برمي‌داشتند.<br />
<br />
           حتي برخي معتقدند پاره‌اي از نوآوري‌ها از ايران به ميان رودان و ساير نقاط رفته است، پروفسور پوپ مي‌نويسد : در هزاره‌هاي چهارم و پنجم قبل از ميلاد اهالي فلات ايران زارع به تمام معني بوده‌اند. حتي بايستي گفت اين مردمان اولين كشاورزان جهان مي‌باشند و معلومات مربوط به زراعت از روستاهاي اين سرزمين به سه منطقه رودخانه‌ها، يعني «دره سند»، «ماوراءالنهر» و «بين‌النهرين» منتقل گرديده است.<br />
<br />
           مدارك و شواهد به دست آمده از حفريات باستان‌شناسي در شرق ايران نشان مي‌دهد كه از اواخر هزاره چهارم تا اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد، ميان محوطه‌هاي مسكوني در شرق ايران (سرزميني به وسعت 1.5 ميليون كيلومترمربع) رابطه فرهنگي تنگاتنگي برقرار بوده است. محوطه‌هاي مذكور بي‌هيچ اتكايي بر مواد اوليه يا فرآورده‌هاي كشاورزي بيگانه يا با كمترين وابستگي بدان تمام نيازمنديهاي خود را در شرايط انزوا تهيه و توليد مي‌كردند.<br />
<br />
           شهرها هم مانند انسان‌ها زاييده مي‌شوند، زندگي مي‌كنند و مي‌ميرند. براي نمونه، شهري كه باستان‌شناسان ايراني در سال 1351 به سرپرستي مهندس حاكمي در حوالي شهداد در منطقه كوير از زير خاك بيرون آورده‌اند معلوم است كه در دوران ماقبل تاريخي از موقعيت جغرافيايي مساعد و آب و هوايي بهتر برخوردار بوده است. در كنار اين شهر، در حدود 2400 سال پيش از ميلاد رود كوچكي جريان داشته ولي ناگهان سربه طغيان برمي‌دارد و يك لايه ضخيم از گل و لاي روي خانه‌هاي گلي شهر باقي مي‌گذارد. وجود اين رودخانه در كوير، در حدود 4400 سال پيش، حاكي از ميزان بارندگي بيشتر در نواحي مركزي ايران، نسبت به زمان ماست.<br />
<br />
ب) دوران مادها:<br />
<br />
            تقريباً از آغاز سال 800 پيش از ميلاد، در فلات ايران و مرزهاي كوهستاني باختري آن، يك نيروي جهاني در شرف تكوين بود. در اين ناحيه مهاجرتهاي متراكمي اتفاق افتاد و دسته‌هاي كوچك بيابان‌گرد به -سوي- اطراف به جنبش آمدند. حتي ميان طوايف منفردي كه در دره‌هاي محصور و محفوظ به سر مي‌بردند و گاهي اوقات بين مردمي كه در شهر و روستاها با قلاع مستحكم زندگي مي‌كردند در برابر خطري مشترك اتحاد برقرار مي‌شد، اين خطر از جانب بابل و آشور بود. از ميان اين ملتهاي گوناگون بود كه سرانجام «مادها» به عنوان نيروي برتر قد علم كردند. در سال 612 پيش از ميلاد، مادها از زير يوغ آشور به در‌آمده شهر نينوا را به تصرف خويش در آوردند. در آخر قرن هفتم شاه ماد، هوخشتر، شهر اكباتان (همدان كنوني) را به پايتختي برگزيد.<br />
<br />
            دوره مادها نيز مانند دوران پيش از تاريخ و بخش بزرگي از دوره پيش از اسلام در پرده‌اي از ابهام است و اطلاعات اندك ما به همراه بازمانده‌هاي پراكنده‌مان از آن روزگار امكان مطالعه جامع و پژوهش ژرف را محدود مي‌كند و حتي گاه داده‌هايي متناقض بروز مي‌كنند.<br />
<br />
            اكثر اطلاعات موجود درباره مادها از يك سو اختصاص به تاريخ نويسان يونان و از سوي ديگر كتيبه‌هاي آشوري دارد. هرودت طول دوره مادها را 150 سال مي‌داند ولي «كتزياس» دو برابر اين مقدار.<br />
<br />
            هگمتانه به‌عنوان مهمترين شهر شناخته شده مادها، طي سلسله‌هاي بعدي نيز به حيات خود ادامه داد و حتي شهر همدان بر ويرانه‌هاي آن ساخته شد، اجازه دهيد همراه با كاوشگران ايراني به بخشي از پايتخت كهن ايران كه به تازگي از دل خاك به فرزندان ميهن رخ نموده است نگاهي داشته باشيم.<br />
<br />
            هيات باستان شناسي در 16 سال و با انجام 9 فصل كاوش در تپه‌ هگمتانه موفق شد يكي از قديميترين شهرهاي ايران را در محدوده 25 هكتاري اين تپه از زيرخاك بيرون آورد … اين شهر حكومتي داراي معابر و خيابانها و كوچه‌هايي به عرض 3.5 متر است كه در راستاي شمال شرقي به جنوب غربي به موازات هم و در فاصله 35 متري ايجاد شده اند، در حد فاصل آن نيز خانه هايي يك شكل و در اندازه  17.5 در 17.5 متر در دو رديف ساخته شده اند. حصار عظيم شهر به قطر 9 و ارتفاع 7 متر نيز از دل خاك بيرون آورده شده. <br />
<br />
            گاه، مادها و آريايي‌هاي نخستين را مردمي شبان و چادرنشين معرفي مي‌كنند و گاه آنان را جنگجوياني دژنشين و شهرونداني ثروتمند مي‌نمايانند، ولي واقعيت آن است كه آريايي‌هاي مهاجر آنچنان دلير بودند كه بر بوميان ايران پيروز شدند و برساخته‌هاي اينان دست يافتند و آنگونه باهوش بودند كه در كمتر از چند سده بزرگترين و در عين حال پرشكوه‌ترين امپراتوري‌هاي شرق را بنياد گذاردند و در اين راستا به خلاقيت، آباداني و تمدن توجه كردند. ايران را چنان بزرگ و پرهيبت بنا نهادند كه هنوز پس از حدود 3 هزار سال هرچند پاره‌هايي از آن به كام بيگانگان فرورفته ولي حاكمان نالايق و وارثان نااهل اين سرزمين نتوانسته‌اند همه خاكش را به بادفنا و همه عظمتش را به خفقان فراموشي بسپارند.<br />
<br />
            شهرهايي كه در دوره مادها احداث شدند، بيشتر جنبه اداري- سياسي داشتند. در آن هنگام نه توانايي و بنيان اقتصادي كشور در حدي بود كه بازرگاني و توليد صنايع‌دستي را تا آن حد رونق بخشد كه منجر به احداث شهرهاي نوين شود و نه قدرت نظامي مادها به گونه‌اي بود كه پهنه وسيعي را در بر گيرد و امكان مبادلات اقتصادي بين شهرهاي كهن و بازرگاني سرزمينهاي مجاور را با مراكز تجمع و سكونتگاههاي ايران، در راههايي امن، ممكن سازد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پيشگفتار :<br />
<br />
            تمدن ايران به صورتهاي متوالي خود (ماقبل آريايي، مادي، هخامنشي، پارتي، ساساني و اسلامي) در مدت 50 قرن بدون انقطاع به حيات خويش ادامه داده است. و دقيقاً همين فرايند را در شهرسازي و معماري ايراني نيز مي‌توانيم پيگيري كنيم. سنتهاي كهن به واسطه استادان بزرگ به شاگردان مستعد منتقل شد و در هر دوره به تناسب موقعيت سياسي- فرهنگي كشور چيزهايي بر آن افزوده گرديد و يا از آن حذف شد. اين امر را با مطالعه در شهرهاي ايراني (چه در داخل مرزهاي كنوني جمهوري اسلامي و چه در ايران زمين واقعي) مي‌توان اثبات نمود.<br />
<br />
            لااقل از 5000 سال پيش از ميلاد مسيح تا عصر حاضر نمونه‌هاي مشخص اين معماري بر پهنه‌اي گسترده از سوريه تا هندوستان شمالي و كناره‌هاي چين و از قفقاز تا زنگبار پراكنده است. بيش از 3000 سال است كه پاره‌اي عناصر طرح معماري ايران همچنان پابرجا مانده است. بارزترين اين عناصر احساس مشخصي است نسبت به مقياس و به كار گرفتن آگاهانه شكلهاي ساده و جسيم و رسوخ شگفت‌آور ترجيح تزيينات بر ساير عوامل و درگاههاي تاقدار رفيع كه درون پيشخانهايي قرار گرفته و سرستونهاي تزييني و بالاخره تكرار انواع گرده‌هاي افقي و عمودي. در طول اعصار اين عناصر معماري در ابنيه كاملاً گوناگون تكرار گرديده است.<br />
<br />
            در اين پژوهش نگاهي تحليلي بر جنبه‌هاي جمعيتي، تاريخي، معماري، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي شهرها و كانونهاي جمعيتي ايران از دورترين ادوار پيش از تاريخ تا سرآمدن روزگار ساسانيان خواهيم داشت.<br />
<br />
جمعيت :<br />
<br />
            جمعيت ايران در دوره ميان سنگي حدود 30000 نفر تخمين زده مي‌شود. در اوايل دوره نوسنگي (5000 سال پيش از ميلاد) جمعيت آن بيش از 500000 نفر نبوده و در مقايسه رقم پيشنهادي براي عصر مفرغ (1000 سال پيش از ميلاد) از 2000000 نفر تجاوز نمي‌كند. در اين زمان ايران زيستگاه چادرنشينان چابكسوار و كشاورزان بود. طي سده هشتم و هفتم قبل از ميلاد جنگها و كشمكشهاي شديد بين ايرانيان فلات و آشوريان شمال غرب با پيروزي ايران به پايان رسيد و ايرانيان (مادها و پارس‌ها) سالار مردان امپراتوريي شدند كه از يونان تا هند گسترده بود، با روان شدن خراج و ماليات به قلب امپراتوري جديد، جمعيت ايران از حدود 2.5 ميليون به 4 ميليون نفر افزايش يافت، موازنه جديدي بين شيوه‌هاي زندگي چادرنشيني و شهرنشيني به وجود آمد. جمعيت در طي چيرگي اسكندر، جانشينان وي و همچنين بازگشت قدرت به پادشاهان اشكاني (پارت) تقريباً بدون تغيير باقي ماند، در زمان پادشاهي ساساني (649-226 ميلادي) جمعيت تا 5000000 نفر بالا رفت. در حقيقت از نظر جمعيتي، كه مخالف با ديدگاه سياسي است، ورود اعراب، رخداد مهم تاريخ ميانه ايران محسوب نمي شود بلكه ورود تركها، كه با هجومهاي خود كه با مهاجرتهاي زيادي همراه بود و از 1000 تا 1500 ميلادي ادامه داشت، موجب شد تركيب جديدي در جمعيت ايران به وجود آيد. به علاوه هنگامي كه قبايل ترك به اين منطقه سرازير شدند موازنه پيشين در روش زندگي مردم از كشاورزي به چادرنشيني متمايل شد، تأثير اين تغيير فوراً به شكل كشتار روستاييان ايراني به دست چادرنشينان ترك نمود پيدا كرد.‌<br />
<br />
          نخستين يورش تركها (سلجوقيان) چندان نابود كننده نبود زيرا بيشتر تركها به تركيه رفتند. يورش مضمحل كننده در سال 1220 ميلادي به وقوع پيوست، هنگامي كه سپاهيان چنگيزخان از شمال شرقي تاختند و در كشتارها، به تخمين، جمعيت 25 درصد كاهش يافت. در حدود 1500 ميلادي از 4000000 ساكنان ايران 1000000 نفر چادرنشينان ترك بودند. به تدريج طي سه سده بعد كشاورزي روستايي باتوان بيشتري مجدداً پديدار شد و همچنان كه جمعيت كل ايران تا 6000000 نفر افزايش مي يافت نسبت چادرنشينان تا 20 درصد كاهش يافت. <br />
<br />
           در حدود 1900 ميلادي 10 ميليون نفر در ايران زندگي مي‌كردند و حداكثر 2000000 نفر از اين تعداد چادرنشين بودند. در سال 1975 - مطابق با 1355 خورشيدي - 34 ميليون نفر در ايران زندگي مي‌كردند كه از اين تعداد 27 ميليون فارسي‌زبان، 4 ميليون ترك زبان و 2 ميليون عرب زبان بودند. جمعيت ايران طي سده‌هاي متوالي دستخوش تغييرات شگرفي بوده است. مي توان 5 عامل مهمتر را براي توجيه اين امر برشمرد:<br />
<br />
الف) بيماري‌هاي واگير<br />
<br />
ب) قحطي‌ها<br />
<br />
پ) سوانح طبيعي<br />
<br />
ت) جنگ و جدالهاي محلي و منطقه‌اي و يا تهاجم خارجي<br />
<br />
ث) مهاجرتها<br />
<br />
            عدم‌ياوجود اين عوامل مي‌توانست همراه با دوره‌هاي رونق و ركود منجر به افزايش يا كاهش، پراكندگي يا تجمع، شهرنشيني يا كوچ‌نشيني جمعيت شود. نگاهي به دوره‌هاي تاريخي ايران مويد اين باور خواهد بود. در نمودارهاي 1 و 2 به ترتيب تغييرات جمعيت ايران از 2500 سال قبل تا كنون و نيز وضعيت جمعيتي ايران طي صد سال گذشته نشان داده شده.<br />
<br />
<br />
<br />
شهر ايراني در ادوار گوناگون :<br />
<br />
            چنين رسم شده است كه هر مقوله‌اي را در ايران به پيش و پس از اسلام تفكيك كنند و اين كليت مساله «شهر» را نيز در بر مي‌گيرد، حال برخي شهر مدرن را نيز به عنوان يك شيوه، در امتداد دوره پس از اسلام، متمايز مي‌كنند.<br />
<br />
            ولي ما معتقديم «شهر» نيز همچون هر پديده اجتماعي ديگر از يك «پيوستگي» برخوردار است، يعني از ايجاد نخستين كانونهاي تمركز جمعيت يكجانشين در آبادي‌هايي كه به تدريج توسعه يافتند تا پيدايش كلان شهرهاي امروزي با يك مقوله واحد روبرو هستيم كه اگر چه ممكن است از لحاظ ريخت‌شناسي (مورفولوژيك) كاملاً متمايز جلوه كند ولي از جنبه كاربردي و ساختاري داراي روحي واحد است، در اينجا با وحدتي مواجهيم كه به تبع كاركردهاي گوناگون، شيوه معيشت، دوره تاريخي، … و تكنولوژي دچار دگرگوني مي‌شود ولي در هر صورت موضوعيت خود را از دست نمي‌دهد و همواره داراي عناصر مشترك اساسي است. با اين وجود خواهيم كوشيد شهر ايراني را از نخستين جلوه‌هاي آن رديابي كنيم و در دوره‌هاي مختلف تاريخي مطالعه نماييم.<br />
<br />
الف) دوران پيش از تاريخ :<br />
<br />
            ظاهراً نخستين جمعيتهاي شناخته شده پيش از تاريخ ايران در روستاهاي كوچكي كه به طور وسيعي پراكنده بود زندگي مي‌كردند. در طول روزگاري دراز، فشار و تأثير محيطي مشترك، واكنشهاي همانندي را به وجود آورد كه نتيجه آن پيدايش رسوم و عقايد و نهادهاي متشابه بود. همين كه اين واحه‌هاي تمدني پا از مراحل اوليه شكار و گردآوري خوراك بيرون گذاشتند خودكفايي آنها كمتر گشته وابستگيشان به يكديگر بيشتر گرديد. كهنترين اقامتگاه در سيلك كه تاريخ آن پيش از هزاره پنجم است، ظاهراً فقط شامل كلبه‌هايي بوده كه از شاخه درخت درست شده بود. در مرحله بعدي است كه ساختمان با خشت دست‌ساز آغاز گرديد، خشت و آجر جديد چهارگوش كه اطرافش مسطح است و در قالب زده مي‌شود در هزاره چهارم آشكار شد، ظاهراً اين نوآوري نيز از ابداعات ايرانيان بوده است<br />
<br />
           اشيايي كه در گورستاني در تپه «سيلك» پيدا شده و بعضي از آنها آهني است متعلق به هزار سال قبل از ميلاد است. اشيايي كه در اين قبرها پيدا شده عبارتند از اسلحه برنزي و آهني و تزيينات متعلق به زين و برگ اسب. اين قبور متعلق به اشخاص تازه واردي است كه بدون شك اسب‌ سوارند و تمدن ديگري غير از مردم بومي ايران آن عصر دارند و آقاي گيرشمن كه اين اشياء را كشف كرده احتمال مي‌دهد اين قبرها متعلق به ايرانيها -آريايي‌ها- و به احتمال قوي «مادها» باشد.<br />
<br />
            يك نمونه ديگر براي استمرار و تحول شيوه زندگي را مي‌توان در لرستان كنوني جستجو كرد :<br />
<br />
            در دره هليلان، تقريباً نرسيده به شمال آن، در نتيجه حفاري‌هايي كه به وسيله «مرتن‌سن» در سال 1964 در تپه گوران انجام گرفته معلوم شده كه در لايه‌هاي «با‌سال – Basal» كه مربوط به 6500 سال قبل از ميلاد است دهكده نيمه مسكوني وجود داشته كه خانه‌هاي آن از چوب بوده است اما همين دهكده تا سال 5800 قبل از ميلاد به صورت يك دهكده كاملاً مسكوني درآمده كه خانه‌هاي آن با‌ آجر ساخته شده بود، در حالي كه لايه‌هاي زيرين‌ آجري نبودند. سابقاً مراكز عمده پيدايش تمدن را منحصر به دلتاي نيل، ميان رودان (بين‌النهرين) و حوزه رود سند مي‌دانستند، گاهي نيز چين را به اين مجموعه مي‌افزودند ولي كارهاي متأخر ديرين‌شناسان نشان مي‌دهد كه در كنار اين كانونهاي بزرگ مدنيت و شهرنشيني، نه تنها نقش فلات ايران به عنوان كريدوري براي ارتباط فرهنگي، حايز اهميتي درخور است بلكه تأثير آن‌، گاه بيشتر از نقاط سابق‌الذكر مي‌باشد.<br />
<br />
           براي مدتها باستان‌شناسان مراكز شهري سرزمين بين‌النهرين را در برابر مناطق كم‌جمعيت و عقب افتاده ايران قرار مي‌دادند حال آنكه حفريات دانشگاه ‌هاروارد در تپه يحيي‌كرمان (1970)، هيأت‌حفاران ايتاليا در شهر سوخته سيستان (1969)، حفريات دانماركيها در اطراف خليج فارس (1969)، باستان‌شناسان اتحاد شوروي در آسياي مركزي (1972)، كاوشهاي گروه كانادايي دانشگاه اونتاريو در كنگاور (1975)، دانشگاه ميشيگان در دهلران (1975) و نيز كاوشهاي باستان‌شناسان دانشگاه تهران در دشت قزوين (1976) دگرگونيهاي بنيادي در نظريه فوق به وجود آورده است.  وسعت مناطق استقرار در آغاز شهرنشيني و ميزان يافته‌ها در حفريات و تاريخ آنها كه برابر 3400-3000 قبل از ميلاى است نشان مي‌دهد كه روابط ميان بين‌النهرين و سرزمين ايران، دوجانبه و متعادل بوده است. در قرون اوليه هزاره سوم پيش از ميلاد، جوامع روستايي در سراسر ايران به موازات بين‌النهرين با آهنگ رشد برابري در راه رسيدن به مرحله شهرنشيني گام برمي‌داشتند.<br />
<br />
           حتي برخي معتقدند پاره‌اي از نوآوري‌ها از ايران به ميان رودان و ساير نقاط رفته است، پروفسور پوپ مي‌نويسد : در هزاره‌هاي چهارم و پنجم قبل از ميلاد اهالي فلات ايران زارع به تمام معني بوده‌اند. حتي بايستي گفت اين مردمان اولين كشاورزان جهان مي‌باشند و معلومات مربوط به زراعت از روستاهاي اين سرزمين به سه منطقه رودخانه‌ها، يعني «دره سند»، «ماوراءالنهر» و «بين‌النهرين» منتقل گرديده است.<br />
<br />
           مدارك و شواهد به دست آمده از حفريات باستان‌شناسي در شرق ايران نشان مي‌دهد كه از اواخر هزاره چهارم تا اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد، ميان محوطه‌هاي مسكوني در شرق ايران (سرزميني به وسعت 1.5 ميليون كيلومترمربع) رابطه فرهنگي تنگاتنگي برقرار بوده است. محوطه‌هاي مذكور بي‌هيچ اتكايي بر مواد اوليه يا فرآورده‌هاي كشاورزي بيگانه يا با كمترين وابستگي بدان تمام نيازمنديهاي خود را در شرايط انزوا تهيه و توليد مي‌كردند.<br />
<br />
           شهرها هم مانند انسان‌ها زاييده مي‌شوند، زندگي مي‌كنند و مي‌ميرند. براي نمونه، شهري كه باستان‌شناسان ايراني در سال 1351 به سرپرستي مهندس حاكمي در حوالي شهداد در منطقه كوير از زير خاك بيرون آورده‌اند معلوم است كه در دوران ماقبل تاريخي از موقعيت جغرافيايي مساعد و آب و هوايي بهتر برخوردار بوده است. در كنار اين شهر، در حدود 2400 سال پيش از ميلاد رود كوچكي جريان داشته ولي ناگهان سربه طغيان برمي‌دارد و يك لايه ضخيم از گل و لاي روي خانه‌هاي گلي شهر باقي مي‌گذارد. وجود اين رودخانه در كوير، در حدود 4400 سال پيش، حاكي از ميزان بارندگي بيشتر در نواحي مركزي ايران، نسبت به زمان ماست.<br />
<br />
ب) دوران مادها:<br />
<br />
            تقريباً از آغاز سال 800 پيش از ميلاد، در فلات ايران و مرزهاي كوهستاني باختري آن، يك نيروي جهاني در شرف تكوين بود. در اين ناحيه مهاجرتهاي متراكمي اتفاق افتاد و دسته‌هاي كوچك بيابان‌گرد به -سوي- اطراف به جنبش آمدند. حتي ميان طوايف منفردي كه در دره‌هاي محصور و محفوظ به سر مي‌بردند و گاهي اوقات بين مردمي كه در شهر و روستاها با قلاع مستحكم زندگي مي‌كردند در برابر خطري مشترك اتحاد برقرار مي‌شد، اين خطر از جانب بابل و آشور بود. از ميان اين ملتهاي گوناگون بود كه سرانجام «مادها» به عنوان نيروي برتر قد علم كردند. در سال 612 پيش از ميلاد، مادها از زير يوغ آشور به در‌آمده شهر نينوا را به تصرف خويش در آوردند. در آخر قرن هفتم شاه ماد، هوخشتر، شهر اكباتان (همدان كنوني) را به پايتختي برگزيد.<br />
<br />
            دوره مادها نيز مانند دوران پيش از تاريخ و بخش بزرگي از دوره پيش از اسلام در پرده‌اي از ابهام است و اطلاعات اندك ما به همراه بازمانده‌هاي پراكنده‌مان از آن روزگار امكان مطالعه جامع و پژوهش ژرف را محدود مي‌كند و حتي گاه داده‌هايي متناقض بروز مي‌كنند.<br />
<br />
            اكثر اطلاعات موجود درباره مادها از يك سو اختصاص به تاريخ نويسان يونان و از سوي ديگر كتيبه‌هاي آشوري دارد. هرودت طول دوره مادها را 150 سال مي‌داند ولي «كتزياس» دو برابر اين مقدار.<br />
<br />
            هگمتانه به‌عنوان مهمترين شهر شناخته شده مادها، طي سلسله‌هاي بعدي نيز به حيات خود ادامه داد و حتي شهر همدان بر ويرانه‌هاي آن ساخته شد، اجازه دهيد همراه با كاوشگران ايراني به بخشي از پايتخت كهن ايران كه به تازگي از دل خاك به فرزندان ميهن رخ نموده است نگاهي داشته باشيم.<br />
<br />
            هيات باستان شناسي در 16 سال و با انجام 9 فصل كاوش در تپه‌ هگمتانه موفق شد يكي از قديميترين شهرهاي ايران را در محدوده 25 هكتاري اين تپه از زيرخاك بيرون آورد … اين شهر حكومتي داراي معابر و خيابانها و كوچه‌هايي به عرض 3.5 متر است كه در راستاي شمال شرقي به جنوب غربي به موازات هم و در فاصله 35 متري ايجاد شده اند، در حد فاصل آن نيز خانه هايي يك شكل و در اندازه  17.5 در 17.5 متر در دو رديف ساخته شده اند. حصار عظيم شهر به قطر 9 و ارتفاع 7 متر نيز از دل خاك بيرون آورده شده. <br />
<br />
            گاه، مادها و آريايي‌هاي نخستين را مردمي شبان و چادرنشين معرفي مي‌كنند و گاه آنان را جنگجوياني دژنشين و شهرونداني ثروتمند مي‌نمايانند، ولي واقعيت آن است كه آريايي‌هاي مهاجر آنچنان دلير بودند كه بر بوميان ايران پيروز شدند و برساخته‌هاي اينان دست يافتند و آنگونه باهوش بودند كه در كمتر از چند سده بزرگترين و در عين حال پرشكوه‌ترين امپراتوري‌هاي شرق را بنياد گذاردند و در اين راستا به خلاقيت، آباداني و تمدن توجه كردند. ايران را چنان بزرگ و پرهيبت بنا نهادند كه هنوز پس از حدود 3 هزار سال هرچند پاره‌هايي از آن به كام بيگانگان فرورفته ولي حاكمان نالايق و وارثان نااهل اين سرزمين نتوانسته‌اند همه خاكش را به بادفنا و همه عظمتش را به خفقان فراموشي بسپارند.<br />
<br />
            شهرهايي كه در دوره مادها احداث شدند، بيشتر جنبه اداري- سياسي داشتند. در آن هنگام نه توانايي و بنيان اقتصادي كشور در حدي بود كه بازرگاني و توليد صنايع‌دستي را تا آن حد رونق بخشد كه منجر به احداث شهرهاي نوين شود و نه قدرت نظامي مادها به گونه‌اي بود كه پهنه وسيعي را در بر گيرد و امكان مبادلات اقتصادي بين شهرهاي كهن و بازرگاني سرزمينهاي مجاور را با مراكز تجمع و سكونتگاههاي ايران، در راههايي امن، ممكن سازد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگي نامه و متن اولين اعلاميه حقوق بشر كوروش كبير]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3789</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:28:21 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3789</guid>
			<description><![CDATA[کورش فرزند کمبوجیه و ماندانا بر پدر بزرگ خویش استاگ شورید و پادشاهی ایران را در دست گرفت و دودمان هخامنشیان را بنیاد نهاد.<br />
<br />
در سال 546 قبل از میلاد , کراسوس شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان یورشبر ایران زمین را آغاز کرد. وی پیش از یورش, از کاهن معبد دلفی در یونان در زمینه یورش به پارسیان نگر(نظر)خواهی کرد و کاهن به او وعده داد که اگر حمله کند, امپراطوری بزرگی را نابود خواهد کرد.جنگ با ایران برای لیدیا یک فاجعه تاریخی بود. کروسوس بسختی شکست خورد. کورش خاک لیدیا را در هم نوردید. کروسوس به اسارت ایرانیان در آمد و خاک لیدیا(ترکیه فعلی) ضمیمه شاهنشاهی کورش قرار گرفت و مرزهای شرقی ایران به دریای اژه رسید. کورش کراسوس را بخشید و از او یک فرمانده با وفا ساخت و بعدها همین کراسوس و ارتش لیدیا برای پیشبرد هدفهای امنیت گسترانه کورش نبردها کردند. <br />
<br />
کورش که شخصیتی آزاد اندیش و عاری از پی دورزی(تعصب) بود , خدایان و ادیان ملل شکست خورده را به رسمیت شناخت , همگان را در اجرای مراسم دینیشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زیر پوشش کمکهای دولتی قرار داد و بدینسان دل های همه ی ملت های مغلوب را بسوی خویش جلب کرد. چشم تاریخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتی را به خود ندیده بود و ملت های مغلوب در برابر این همه مهر و بزرگواری چاره ای جز محبت او را نداشتند و دوستی او در دل همه اقوام تحت قرمانروائی ایران ریشه دواند. <br />
<br />
پس از اینکه مرزهای شرقی ایران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستی و بزرگمنشی کورش به میانرودان رسید و بابلیان را که از جور ستمگری به نام نبونهید به تنگ آمده بودند بر آن داشت که دست استمداد بسوی کورش دراز کنند. فتح امپراطوری بابل برای کورش با همکاری مردم بابل و هماهنگی روحانیون مردوخ انجام شد. <br />
<br />
کورش با ایمان به سرزمین ایران , جهان گشائی را به هدف برقرار کردن آشتی و آسایش و برابری و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد. هر کشوری را که گشود, فرمانروائیش را دوباره به همان حکومتگران پیشین واگذاشته بود تا از سوی او سرزمین خودشان را با دادگری اداره کنند. در هیچ جا به معابد و متولیان امور دینی ملل مغلوب آسیب وارد نکرد <br />
<br />
کورش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی کرد, ادیان بومی را آزاد اعلام کرد, هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال رعایا باز داشت و دستور داد خرابیهای جنگ را بازسازی کنند و در این راه خود پیش قدم شد و شروع به بازسازی دیوار شهر کرد. در میانرودان چهل هزار یهودی توسط شاهان آشور و بابل برای بردگی به این منطقه آورده شده بودند. کورش دستور آزادی آنها را صادر کرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمینشان فراهم کند.بعد از فتح میانرودان, شام(سوریه) . فینیقیه و فلسطین نیز ضمیمه خاک ایران شدند <br />
<br />
در استوانه معروف به اعلامیه حقوق بشر این پادشاه انساندوست چنین نوشته است: <br />
<br />
منم کورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شکوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اکاد, شاه چهار اقلیم بزرگ جهان, پور کمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان, نوه کورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور.... هنگامی که دوستانه قدم درون بابل نهادم و در میان هلهله های شادی مردم کاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهای نیک مردان بابل را با من همراه ساخت زیرا من همواره بر آن بودم که او را بزرگ بدارم و بستایم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هیچکس اجازه ندادم که در سومر و اکاد دست به تجاوز و تعدی بزند.من در بابل و دیگر شهر های مقدس نظم و امنیت برقرار کردم.از آن پس مردم بابل به آزادی رسیدند و یوغ بردگی از دوششان برداشته شد... مردم این سرزمینها را به سرزمینهایشان برگرداندم و املاکشان را به آنان باز دادم. <br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
 <br />
<br />
رفتار انساندوستانه کورش با اقوام معلوب از او یک شخصیت مقدس و مافوق بشری ساخت. روحانیون بابل او را پیامبر مردوخ , و انبیای اسرائیل او را شبان یهوه و مسیح موعود و تجسم عینی خدای دادگستر خوانده اند. مسلمانان او را ذوالقرنین می دانند.که نامش در قرآن آمده است . و چه زیبا گفته است ارد بزرگ که : کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .<br />
<br />
مرزهای کشور کورش در شرق از حدود رود سند و رود سیحون آغاز می شد و در غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه می رسید.نقش کورش در سازندگی تاریخ اهمیت ویژه ای دارد. در این زمینه گزینوفون  می گوید: "کشور کورش بزرگترین و شکوهمندترین بود و این سرزمین پهناور را کورش به نیروی تدبیرش یک تنه اداره می کرد. کورش چنان به ملتهائی که در این سرزمینها می زیستند دلبستگی داشتو از آنها مواظبت می نمود که گوئی همه آنها فرزند اویند.مردم این سرزمینها نیز به بوبه خود ویرا پدر و سرپرست غمخوار خودشان می دانستند. کارگزاران دولت در عهد کورش به تمامی عهد و پیمانها و سوگندهایشان وفاداری نشان میدادند و از او فرمان می بردند." <br />
<br />
کورش پس از حدودا 23 سال فرمانروائی درگذشت و پیکرش در پاسارگاد به خاک سپرده شد.<br />
<br />
 <br />
<br />
منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) :<br />
<br />
<br />
<br />
اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنم : <br />
که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد <br />
<br />
دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند . <br />
<br />
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ، <br />
هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد <br />
و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید <br />
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد . <br />
<br />
من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، <br />
کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت <br />
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد . <br />
<br />
من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر <br />
بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید <br />
<br />
من تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد <br />
و بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وادارد . <br />
<br />
من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ، بپرسد <br />
و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ، <br />
مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ، <br />
<br />
و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ، <br />
مشروط به اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند . <br />
<br />
من اعلام می کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده ، مجازات کرد ، <br />
مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است <br />
و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران <br />
<br />
من تا روزی که به یاری مزدا ، سلطنت می کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنیز بفروشند <br />
و حکام و زیر دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند <br />
و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد . <br />
<br />
و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[کورش فرزند کمبوجیه و ماندانا بر پدر بزرگ خویش استاگ شورید و پادشاهی ایران را در دست گرفت و دودمان هخامنشیان را بنیاد نهاد.<br />
<br />
در سال 546 قبل از میلاد , کراسوس شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان یورشبر ایران زمین را آغاز کرد. وی پیش از یورش, از کاهن معبد دلفی در یونان در زمینه یورش به پارسیان نگر(نظر)خواهی کرد و کاهن به او وعده داد که اگر حمله کند, امپراطوری بزرگی را نابود خواهد کرد.جنگ با ایران برای لیدیا یک فاجعه تاریخی بود. کروسوس بسختی شکست خورد. کورش خاک لیدیا را در هم نوردید. کروسوس به اسارت ایرانیان در آمد و خاک لیدیا(ترکیه فعلی) ضمیمه شاهنشاهی کورش قرار گرفت و مرزهای شرقی ایران به دریای اژه رسید. کورش کراسوس را بخشید و از او یک فرمانده با وفا ساخت و بعدها همین کراسوس و ارتش لیدیا برای پیشبرد هدفهای امنیت گسترانه کورش نبردها کردند. <br />
<br />
کورش که شخصیتی آزاد اندیش و عاری از پی دورزی(تعصب) بود , خدایان و ادیان ملل شکست خورده را به رسمیت شناخت , همگان را در اجرای مراسم دینیشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زیر پوشش کمکهای دولتی قرار داد و بدینسان دل های همه ی ملت های مغلوب را بسوی خویش جلب کرد. چشم تاریخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتی را به خود ندیده بود و ملت های مغلوب در برابر این همه مهر و بزرگواری چاره ای جز محبت او را نداشتند و دوستی او در دل همه اقوام تحت قرمانروائی ایران ریشه دواند. <br />
<br />
پس از اینکه مرزهای شرقی ایران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستی و بزرگمنشی کورش به میانرودان رسید و بابلیان را که از جور ستمگری به نام نبونهید به تنگ آمده بودند بر آن داشت که دست استمداد بسوی کورش دراز کنند. فتح امپراطوری بابل برای کورش با همکاری مردم بابل و هماهنگی روحانیون مردوخ انجام شد. <br />
<br />
کورش با ایمان به سرزمین ایران , جهان گشائی را به هدف برقرار کردن آشتی و آسایش و برابری و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد. هر کشوری را که گشود, فرمانروائیش را دوباره به همان حکومتگران پیشین واگذاشته بود تا از سوی او سرزمین خودشان را با دادگری اداره کنند. در هیچ جا به معابد و متولیان امور دینی ملل مغلوب آسیب وارد نکرد <br />
<br />
کورش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی کرد, ادیان بومی را آزاد اعلام کرد, هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال رعایا باز داشت و دستور داد خرابیهای جنگ را بازسازی کنند و در این راه خود پیش قدم شد و شروع به بازسازی دیوار شهر کرد. در میانرودان چهل هزار یهودی توسط شاهان آشور و بابل برای بردگی به این منطقه آورده شده بودند. کورش دستور آزادی آنها را صادر کرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمینشان فراهم کند.بعد از فتح میانرودان, شام(سوریه) . فینیقیه و فلسطین نیز ضمیمه خاک ایران شدند <br />
<br />
در استوانه معروف به اعلامیه حقوق بشر این پادشاه انساندوست چنین نوشته است: <br />
<br />
منم کورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شکوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اکاد, شاه چهار اقلیم بزرگ جهان, پور کمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان, نوه کورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور.... هنگامی که دوستانه قدم درون بابل نهادم و در میان هلهله های شادی مردم کاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهای نیک مردان بابل را با من همراه ساخت زیرا من همواره بر آن بودم که او را بزرگ بدارم و بستایم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هیچکس اجازه ندادم که در سومر و اکاد دست به تجاوز و تعدی بزند.من در بابل و دیگر شهر های مقدس نظم و امنیت برقرار کردم.از آن پس مردم بابل به آزادی رسیدند و یوغ بردگی از دوششان برداشته شد... مردم این سرزمینها را به سرزمینهایشان برگرداندم و املاکشان را به آنان باز دادم. <br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
 <br />
<br />
رفتار انساندوستانه کورش با اقوام معلوب از او یک شخصیت مقدس و مافوق بشری ساخت. روحانیون بابل او را پیامبر مردوخ , و انبیای اسرائیل او را شبان یهوه و مسیح موعود و تجسم عینی خدای دادگستر خوانده اند. مسلمانان او را ذوالقرنین می دانند.که نامش در قرآن آمده است . و چه زیبا گفته است ارد بزرگ که : کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .<br />
<br />
مرزهای کشور کورش در شرق از حدود رود سند و رود سیحون آغاز می شد و در غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه می رسید.نقش کورش در سازندگی تاریخ اهمیت ویژه ای دارد. در این زمینه گزینوفون  می گوید: "کشور کورش بزرگترین و شکوهمندترین بود و این سرزمین پهناور را کورش به نیروی تدبیرش یک تنه اداره می کرد. کورش چنان به ملتهائی که در این سرزمینها می زیستند دلبستگی داشتو از آنها مواظبت می نمود که گوئی همه آنها فرزند اویند.مردم این سرزمینها نیز به بوبه خود ویرا پدر و سرپرست غمخوار خودشان می دانستند. کارگزاران دولت در عهد کورش به تمامی عهد و پیمانها و سوگندهایشان وفاداری نشان میدادند و از او فرمان می بردند." <br />
<br />
کورش پس از حدودا 23 سال فرمانروائی درگذشت و پیکرش در پاسارگاد به خاک سپرده شد.<br />
<br />
 <br />
<br />
منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) :<br />
<br />
<br />
<br />
اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنم : <br />
که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد <br />
<br />
دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند . <br />
<br />
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ، <br />
هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد <br />
و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید <br />
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد . <br />
<br />
من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، <br />
کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت <br />
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد . <br />
<br />
من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر <br />
بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید <br />
<br />
من تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد <br />
و بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وادارد . <br />
<br />
من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ، بپرسد <br />
و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ، <br />
مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ، <br />
<br />
و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ، <br />
مشروط به اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند . <br />
<br />
من اعلام می کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده ، مجازات کرد ، <br />
مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است <br />
و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران <br />
<br />
من تا روزی که به یاری مزدا ، سلطنت می کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنیز بفروشند <br />
و حکام و زیر دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند <br />
و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد . <br />
<br />
و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رنگ سال 2010 چيه؟بيا تا بهت بگم رو مد باشي]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3788</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:21:41 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3788</guid>
			<description><![CDATA[[/code&#93;[code&#93;رنگ سال 2010<br />
<br />
رنگ سال 89<br />
<br />
فیروزه ای<br />
<br />
شرکت Pantone معروف ترین سایت در زمینه ی تخصص رنگ است . و هر سال هم رنگ <br />
<br />
سال رو اعلام میکنه . این موسسه امسال رنگ فیروزه ای رو بعنوان رنگ سال انتخاب <br />
<br />
کرده و اینجا در سایتش معرفی کرده. در ضمن توجه کنید که این رنگ رو موسسه پنتون <br />
<br />
اعلام کرده . حالا ممکنه تو تهران رنگ های دیگری هم مد بشن، اما مد جهانی امسال <br />
<br />
رنگ فیروزه ای است.احتمالا رنگ سال 89 تهران هم همین رنگ خواهد بود.<br />
<br />
در سایت پنتون درباره رنگ فیروزه نوشته :<br />
<br />
این رنگ که صافی بی نظیر آبی و رنگ انرژی دهنده ی سبز را درخود دارد، باعث آرامش <br />
<br />
میشود و ما را از مشکلات روزانه زندگی امروزی کمی آسوده میکند. همچنین یادآور رنگ <br />
<br />
فیروزه ای دریاست که بازهم باعث آرامش ذهن شما میشود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[[/code][code]رنگ سال 2010<br />
<br />
رنگ سال 89<br />
<br />
فیروزه ای<br />
<br />
شرکت Pantone معروف ترین سایت در زمینه ی تخصص رنگ است . و هر سال هم رنگ <br />
<br />
سال رو اعلام میکنه . این موسسه امسال رنگ فیروزه ای رو بعنوان رنگ سال انتخاب <br />
<br />
کرده و اینجا در سایتش معرفی کرده. در ضمن توجه کنید که این رنگ رو موسسه پنتون <br />
<br />
اعلام کرده . حالا ممکنه تو تهران رنگ های دیگری هم مد بشن، اما مد جهانی امسال <br />
<br />
رنگ فیروزه ای است.احتمالا رنگ سال 89 تهران هم همین رنگ خواهد بود.<br />
<br />
در سایت پنتون درباره رنگ فیروزه نوشته :<br />
<br />
این رنگ که صافی بی نظیر آبی و رنگ انرژی دهنده ی سبز را درخود دارد، باعث آرامش <br />
<br />
میشود و ما را از مشکلات روزانه زندگی امروزی کمی آسوده میکند. همچنین یادآور رنگ <br />
<br />
فیروزه ای دریاست که بازهم باعث آرامش ذهن شما میشود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خواستگاري شاعرانه يك الاغ ایرانی !]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3787</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:17:05 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3787</guid>
			<description><![CDATA[خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش<br />
<br />
برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری <br />
<br />
خر مادر بگفتا ای پسرجان تو را من دوست دارم بهتر از جان<br />
<br />
ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل<br />
<br />
خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد<br />
<br />
بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت<br />
<br />
خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن<br />
<br />
بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن<br />
<br />
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه<br />
<br />
دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش<br />
<br />
خریداری نمودند یک طویله همان طوری که رسم است در قبیله<br />
<br />
خر عاقد کتاب خود گشاییید وصال عقد ایشان را نمایید<br />
<br />
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ درایی؟<br />
<br />
یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته<br />
<br />
برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید<br />
<br />
خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند<br />
<br />
به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش<br />
<br />
برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری <br />
<br />
خر مادر بگفتا ای پسرجان تو را من دوست دارم بهتر از جان<br />
<br />
ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل<br />
<br />
خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد<br />
<br />
بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت<br />
<br />
خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن<br />
<br />
بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن<br />
<br />
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه<br />
<br />
دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش<br />
<br />
خریداری نمودند یک طویله همان طوری که رسم است در قبیله<br />
<br />
خر عاقد کتاب خود گشاییید وصال عقد ایشان را نمایید<br />
<br />
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ درایی؟<br />
<br />
یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته<br />
<br />
برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید<br />
<br />
خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند<br />
<br />
به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دانستني هاي جالب]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3786</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 22:08:18 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3786</guid>
			<description><![CDATA[دور دنيا به صورت پياده در چند ساعت پيموده مي شود؟<br />
اگر بتوان هر ساعت 3200 متر پياده روي كرد چقدر طول مي كشد تا دور دنيا را پياده بپيماييد؟<br />
سئوال مشكلي است. <br />
همانطور كه مي دانيد در بعضي مناطق كه پياده روي مي كنيد به درياها هم برخورد مي كنيد ولي فرض مي كنيم يك پل روي خط استوا وجود دارد.<br />
محيط زمين در خط استوا 24902 مايل است.<br />
اگر هر ساعت 2 مايل پياده روي كنيد و هر روز 12 ساعت.<br />
24902 مايل خط استوا را تقسيم بر 2 مايل مي كنيم مي شود 12451 كل ساعتهايي كه بايد پياده روي كرد كل ساعت را بر 12 تقسيم مي كنيم تقريباً مي شود 1038 روز پياده روي.<br />
1038 روز را بر تعداد روزهاي سال 365 تقسيم مي كنيم حدود 2 سال و 8 ماه مي شود.<br />
 <br />
 <br />
<br />
اشكال مختلف ماه چيست ؟ <br />
شكل ماه در زمان هاي مختلف فرق دارد گاهي كاملا گرد گاهي نيم دايره و ساير اوقات هلالي شكل به نظر مي رسد . به اين شكل هاي مختلف ماه مرحله بندي اشكال ماه مي گويند . اينكه چه مقدار از ماه را مي بينيم به وضعيت قرار گرفتن زمين ، ماه و خورشيد در يك دورة تقريبا يك ماهه بستگي دارد . <br />
وقتي ماه در مدارش حركت مي كند و شما از زمين به آن نگاه مي كنيد بخش هاي مختلفي از آن نامشخص است . <br />
آيا مي دانيد وقتي ماه به تدريج كامل مي شود نور آن نيز افزايش مي يابد در حاليكه وقتي رو به ناپديد شدن است كم نور مي شود <br />
 <br />
 <br />
<br />
بزرگترين آبشار جهان كدام است؟<br />
آبشار آنجل بزرگترين آبشار جهان است و در جنگلهاي دور افتاده ونزوئلا مي باشد.<br />
تقريباً ارتفاع آن 22 برابر آبشار نياگارا كه 3212 فوت ارتفاع دارد مي باشد.<br />
چون اين آبشار در جنگلهاي انبوه قرار دارد تا دهه 1930 كه ونزوئلا به جستجو با هواپيما نپرداخته بود ناشناخته باقي مانده بود.<br />
نام اين آبشار گرفته شده از نام جيميز آنجل كاوشگر آمريكايي است كه هواپيماي خود را نزديك اين آبشار بعد از شناسايي فرود آورد.<br />
 <br />
 <br />
<br />
بزرگترين شهر جهان كجاست ؟ <br />
بر اساس گزارشي از ادارة جمعيت ، در حال حاصر توكيو بزرگترين شهر جهان مي باشد اين شهر حدود 28ميليون نفر جمعيت دارد . در اينجا فهرست 5 شهر بزرگ جهان ذكر شده است . <br />
ـ توكيو ، ژاپن : 28 ميليون نفر <br />
ميكزيكوسيتي ، مكزيك : 18 ميليون و صد هزار نفر <br />
بمبئي ، هند : 18 ميليون نفر <br />
سائوپولا ، برزيل : 17 ميليون و هفتصد هزار نفر <br />
نيويورك ، آمريكا : 16 ميليون و ششصد هزار نفر <br />
تا سال 2007 بيشتر جمعيت جهان در شهرها زندگي خواهند كرد . و اين در تاريخ بشر بي سابقه بوده است . <br />
 <br />
<br />
مثلث برمودا چيست ؟ <br />
مثلث برمودا يك مثلث تصور شده در اقيانوس اطلس بين فلوريدا ، پورتوريكو و برمودا مي باشد . <br />
هواپيماها و كشتي هايي كه از آنجا عبور مي كنند ناپديد مي شوند . عده اي معتقدند اين ناپديدي به علت قدرت مافوق طبيعي منطقه است . توضيحاتي طبيعي هم در مورد آن وجود دارد . نيروي دريايي آمريكا گفته است مثلث برمودا يكي از دو مناطق كرة زمين است كه قطب نماي مغناطيسي شمال واقعي را به جاي شمال مغناطيسي نشان مي دهد . اين منطقه آب و هوايي غير قابل پيش بيني دارد در اثر طوفان و بالا آمدن ناگهاني آب كشتي ها و هواپيماها در آنجا غرق مي شوند جريان سريع آي هر نوعي از كشتي يا هواپيما را در هم مي نوردد . <br />
 <br />
 <br />
<br />
خوراك سنجاقك چيست؟<br />
سنجاقك حشرات، مخصوصاً پشه و پشه ريزه ها را مي خورد.<br />
سنجاقك شكارچي دنياي حشرات است.<br />
او به حشرات مورد نظرش حمله مي كند و آنها را در هوا با پاهايش به دام مي اندازد.<br />
دوران لاروي كه سنجاقك هنوز بال ندارد در كنار بركه ها مي خوابد و طعمه خود را روي زمين شكار مي كند.<br />
سنجاقك از كهن ترين موجودات زنده است. پيشينه اين حشره به سيصد ميليون سال قبل بر مي گردد.<br />
 <br />
<br />
 چرا آب رنگ و مزه ندارد ؟ <br />
اين سؤال مهمي است و براي يافتن پاسخ آن به منابع بزرگ ديگري مراجعه كنيد . تعريف لغوي آب ، مايع شفاف ، بي رنگ ، بي بو و بدون مزه ، H2O كه براي زندگي بيشتر گياهان و حيوانات اساسي است ، مي باشد . در دايره المعارف ادامه داده كه حيات به آب بستگي دارد به خاطر فرآيند واقعي ، قدرت حلال بودن بسياري از مواد ديگر كه از تركيب آنها با آب موادي با كيفيت اساسي به وجود مي آيد . علت بي رنگي آب اين است كه نور راحت از آن عبور مي كند مثل يك پنجره ، ( علي رغم اينكه قسمت هاي وسيع آب كمي رنگ دارند چون از آب بيشتر عبور مي كند و عملكرد آن متفاوت است ) . آب مزه ندارد چون آب مولكول بسيار ساده اي است كه بخش اساسي زندگي را مي سازد . <br />
 <br />
 <br />
<br />
سياره هايي كه حركت مي كنند. <br />
سياره ها به دور خورشيد درمسيري بيضي شكل حركت مي كنند كه به آن مدار گويند . يك دور كامل اطراف خورشيد راچرخشي مي گويند . يك سال يا 365 روز طول مي كشد تا زمين يكبار دور خورشيد بچرخد . سياره ها يي كه از خورشيد فاصله هاي بيشتري از زمين دارند چرخش آنها به دور خورشيد زمان بيشتري طول مي كشد . بعضي سياره ها يك چرخش درسال و يا بيشتر دارند . ماه هم مثل سيارات ديگر به دور خورشيد مي چرخد . <br />
هر سياره به دور محور خود نيز مي چرخد . محور خط فرض شده است كه از مركز سياره گذشته باشد يك شبانه روز طول مي كشد تا زمين دور محور خود بچرخد .<br />
 <br />
 <br />
<br />
 بدن انسان چند سلول دارد ؟ <br />
هر موجود زنده اي از والهاي آبي گرفته تا بارناكل از يك تك سلول كوچك پديد آمده اند <br />
سلول ها بلوك هاي اسباب بازي لگو مي باشد . هر كدام از لگوها نقش خاصي دارد يا براي هدف ويژه اي است . بدن انسان 75 تريليون سلول دارد . سلول هاي بدن متفاوتند ، سلول هاي خوني ، استخواني ، پوست و بقيه كه دائماً در بدن تعدادي سلول از بين مي روند و تعدادي تكثير مي شوند بدن انسان با يك سال گذشته و يا حتي يك هفته قبل فرق دارد .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دور دنيا به صورت پياده در چند ساعت پيموده مي شود؟<br />
اگر بتوان هر ساعت 3200 متر پياده روي كرد چقدر طول مي كشد تا دور دنيا را پياده بپيماييد؟<br />
سئوال مشكلي است. <br />
همانطور كه مي دانيد در بعضي مناطق كه پياده روي مي كنيد به درياها هم برخورد مي كنيد ولي فرض مي كنيم يك پل روي خط استوا وجود دارد.<br />
محيط زمين در خط استوا 24902 مايل است.<br />
اگر هر ساعت 2 مايل پياده روي كنيد و هر روز 12 ساعت.<br />
24902 مايل خط استوا را تقسيم بر 2 مايل مي كنيم مي شود 12451 كل ساعتهايي كه بايد پياده روي كرد كل ساعت را بر 12 تقسيم مي كنيم تقريباً مي شود 1038 روز پياده روي.<br />
1038 روز را بر تعداد روزهاي سال 365 تقسيم مي كنيم حدود 2 سال و 8 ماه مي شود.<br />
 <br />
 <br />
<br />
اشكال مختلف ماه چيست ؟ <br />
شكل ماه در زمان هاي مختلف فرق دارد گاهي كاملا گرد گاهي نيم دايره و ساير اوقات هلالي شكل به نظر مي رسد . به اين شكل هاي مختلف ماه مرحله بندي اشكال ماه مي گويند . اينكه چه مقدار از ماه را مي بينيم به وضعيت قرار گرفتن زمين ، ماه و خورشيد در يك دورة تقريبا يك ماهه بستگي دارد . <br />
وقتي ماه در مدارش حركت مي كند و شما از زمين به آن نگاه مي كنيد بخش هاي مختلفي از آن نامشخص است . <br />
آيا مي دانيد وقتي ماه به تدريج كامل مي شود نور آن نيز افزايش مي يابد در حاليكه وقتي رو به ناپديد شدن است كم نور مي شود <br />
 <br />
 <br />
<br />
بزرگترين آبشار جهان كدام است؟<br />
آبشار آنجل بزرگترين آبشار جهان است و در جنگلهاي دور افتاده ونزوئلا مي باشد.<br />
تقريباً ارتفاع آن 22 برابر آبشار نياگارا كه 3212 فوت ارتفاع دارد مي باشد.<br />
چون اين آبشار در جنگلهاي انبوه قرار دارد تا دهه 1930 كه ونزوئلا به جستجو با هواپيما نپرداخته بود ناشناخته باقي مانده بود.<br />
نام اين آبشار گرفته شده از نام جيميز آنجل كاوشگر آمريكايي است كه هواپيماي خود را نزديك اين آبشار بعد از شناسايي فرود آورد.<br />
 <br />
 <br />
<br />
بزرگترين شهر جهان كجاست ؟ <br />
بر اساس گزارشي از ادارة جمعيت ، در حال حاصر توكيو بزرگترين شهر جهان مي باشد اين شهر حدود 28ميليون نفر جمعيت دارد . در اينجا فهرست 5 شهر بزرگ جهان ذكر شده است . <br />
ـ توكيو ، ژاپن : 28 ميليون نفر <br />
ميكزيكوسيتي ، مكزيك : 18 ميليون و صد هزار نفر <br />
بمبئي ، هند : 18 ميليون نفر <br />
سائوپولا ، برزيل : 17 ميليون و هفتصد هزار نفر <br />
نيويورك ، آمريكا : 16 ميليون و ششصد هزار نفر <br />
تا سال 2007 بيشتر جمعيت جهان در شهرها زندگي خواهند كرد . و اين در تاريخ بشر بي سابقه بوده است . <br />
 <br />
<br />
مثلث برمودا چيست ؟ <br />
مثلث برمودا يك مثلث تصور شده در اقيانوس اطلس بين فلوريدا ، پورتوريكو و برمودا مي باشد . <br />
هواپيماها و كشتي هايي كه از آنجا عبور مي كنند ناپديد مي شوند . عده اي معتقدند اين ناپديدي به علت قدرت مافوق طبيعي منطقه است . توضيحاتي طبيعي هم در مورد آن وجود دارد . نيروي دريايي آمريكا گفته است مثلث برمودا يكي از دو مناطق كرة زمين است كه قطب نماي مغناطيسي شمال واقعي را به جاي شمال مغناطيسي نشان مي دهد . اين منطقه آب و هوايي غير قابل پيش بيني دارد در اثر طوفان و بالا آمدن ناگهاني آب كشتي ها و هواپيماها در آنجا غرق مي شوند جريان سريع آي هر نوعي از كشتي يا هواپيما را در هم مي نوردد . <br />
 <br />
 <br />
<br />
خوراك سنجاقك چيست؟<br />
سنجاقك حشرات، مخصوصاً پشه و پشه ريزه ها را مي خورد.<br />
سنجاقك شكارچي دنياي حشرات است.<br />
او به حشرات مورد نظرش حمله مي كند و آنها را در هوا با پاهايش به دام مي اندازد.<br />
دوران لاروي كه سنجاقك هنوز بال ندارد در كنار بركه ها مي خوابد و طعمه خود را روي زمين شكار مي كند.<br />
سنجاقك از كهن ترين موجودات زنده است. پيشينه اين حشره به سيصد ميليون سال قبل بر مي گردد.<br />
 <br />
<br />
 چرا آب رنگ و مزه ندارد ؟ <br />
اين سؤال مهمي است و براي يافتن پاسخ آن به منابع بزرگ ديگري مراجعه كنيد . تعريف لغوي آب ، مايع شفاف ، بي رنگ ، بي بو و بدون مزه ، H2O كه براي زندگي بيشتر گياهان و حيوانات اساسي است ، مي باشد . در دايره المعارف ادامه داده كه حيات به آب بستگي دارد به خاطر فرآيند واقعي ، قدرت حلال بودن بسياري از مواد ديگر كه از تركيب آنها با آب موادي با كيفيت اساسي به وجود مي آيد . علت بي رنگي آب اين است كه نور راحت از آن عبور مي كند مثل يك پنجره ، ( علي رغم اينكه قسمت هاي وسيع آب كمي رنگ دارند چون از آب بيشتر عبور مي كند و عملكرد آن متفاوت است ) . آب مزه ندارد چون آب مولكول بسيار ساده اي است كه بخش اساسي زندگي را مي سازد . <br />
 <br />
 <br />
<br />
سياره هايي كه حركت مي كنند. <br />
سياره ها به دور خورشيد درمسيري بيضي شكل حركت مي كنند كه به آن مدار گويند . يك دور كامل اطراف خورشيد راچرخشي مي گويند . يك سال يا 365 روز طول مي كشد تا زمين يكبار دور خورشيد بچرخد . سياره ها يي كه از خورشيد فاصله هاي بيشتري از زمين دارند چرخش آنها به دور خورشيد زمان بيشتري طول مي كشد . بعضي سياره ها يك چرخش درسال و يا بيشتر دارند . ماه هم مثل سيارات ديگر به دور خورشيد مي چرخد . <br />
هر سياره به دور محور خود نيز مي چرخد . محور خط فرض شده است كه از مركز سياره گذشته باشد يك شبانه روز طول مي كشد تا زمين دور محور خود بچرخد .<br />
 <br />
 <br />
<br />
 بدن انسان چند سلول دارد ؟ <br />
هر موجود زنده اي از والهاي آبي گرفته تا بارناكل از يك تك سلول كوچك پديد آمده اند <br />
سلول ها بلوك هاي اسباب بازي لگو مي باشد . هر كدام از لگوها نقش خاصي دارد يا براي هدف ويژه اي است . بدن انسان 75 تريليون سلول دارد . سلول هاي بدن متفاوتند ، سلول هاي خوني ، استخواني ، پوست و بقيه كه دائماً در بدن تعدادي سلول از بين مي روند و تعدادي تكثير مي شوند بدن انسان با يك سال گذشته و يا حتي يك هفته قبل فرق دارد .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دلت گرفته بيا تو درد و دل كن]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3785</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 21:56:02 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3785</guid>
			<description><![CDATA[اميد وارم بتونم با اينكارم شما دوستانه عزيز رو سبك كنم اگه مشگلي داريد!درد دل كنيد ما هم كمك مي كنيم و مشورت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اميد وارم بتونم با اينكارم شما دوستانه عزيز رو سبك كنم اگه مشگلي داريد!درد دل كنيد ما هم كمك مي كنيم و مشورت]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شعري زيبا براي وطن]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3784</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 19:10:01 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3784</guid>
			<description><![CDATA[دلم ز هجرت پرنده‌های شهر خود گرفته است<br />
<br />
کسی‌ شکایتی نمیکند<br />
<br />
و قلب های سنگی‌ به خون نشستگان<br />
<br />
خبر ز روز رفتن ستاره‌ها نمیدهد<br />
<br />
مگو به من<br />
<br />
ز این اجاق سوخته<br />
<br />
ز دردها و زخم ها<br />
<br />
که چون شکسته زورقان نسل ها<br />
<br />
به باد هرزه گی برفت<br />
<br />
مگو! مگو کزین سرای پرشده ز یاد ها<br />
<br />
ز قبر های خشک بازها<br />
<br />
چه غره های  وحشتی<br />
<br />
کمین بکرده خانه مرا<br />
<br />
دل شکسته مرا<br />
<br />
خیال مرگ هم نمیکند<br />
<br />
سفیر این خراب بی نشان<br />
<br />
مرا نه نور و نه تبسمی<br />
<br />
به دل نشانده لحظه ای<br />
<br />
کجا سفر کنم ز این هراس بی‌ امان<br />
<br />
به کنج و گوشهٔ کجا به پا کنم<br />
<br />
حریر این عروس کشته تن<br />
<br />
وطن !<br />
<br />
نه از تو دل توان بریدن و<br />
<br />
نه از کمند یاد تو رها<br />
<br />
چه کرده‌ای تو با من<br />
<br />
ای وطن!<br />
<br />
زبان خفته‌ای تو‌ای میان دام حادثه<br />
<br />
چه روز‌ها که چشم تو بدید و دم مزد<br />
<br />
چه قلب‌ها که در تو عاشقانه مرد و رفت.<br />
<br />
تصور از نگاه تو بریست<br />
<br />
تکلم از کلام تو تهی ست،<br />
<br />
که خواب نسترن مرا ز یاد تو گذر دهد،<br />
<br />
در آن دمی که مرگ هم عنایتی نمیکند<br />
<br />
و نام قدسیان و کبریان<br />
<br />
همه چو سنگ بیگذر<br />
<br />
شفاعتی نمیکند<br />
<br />
خیال ناب تو مرا ز خود برد<br />
<br />
به خون و آب<br />
<br />
مگو که دلشکسته ای<br />
<br />
مگو که چون تن نمرده‌ای میان خاک<br />
<br />
فرو فکنده‌ای کفن<br />
<br />
وطن!<br />
<br />
میان آب و خاک و آتش به باد رفته ا ت<br />
<br />
نه می‌توان ترا بدید<br />
<br />
و یا ز هرم چشم تو به آسمان رسید<br />
<br />
تو یاد مبهمی<br />
<br />
میان قطره‌های اشک ما<br />
<br />
که در غمت چکید.<br />
<br />
چکامه نیست این وطن!<br />
<br />
حکایتی ز رفتن ستاره هاست<br />
<br />
ستاره ها که نی‌ به ما و نی‌ به تو<br />
<br />
چو همنظر شدند<br />
<br />
حکایت از فروغ بی‌ فروغ این دل شکسته است،<br />
<br />
بهانه‌ای وطن، بهانه‌ای وطن<br />
<br />
حضور تو چنان به دل تنیده است<br />
<br />
که نیستی‌ جدا ز ما<br />
<br />
که نیستی‌ تو غیر ما<br />
<br />
ای من من<br />
<br />
وطن!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دلم ز هجرت پرنده‌های شهر خود گرفته است<br />
<br />
کسی‌ شکایتی نمیکند<br />
<br />
و قلب های سنگی‌ به خون نشستگان<br />
<br />
خبر ز روز رفتن ستاره‌ها نمیدهد<br />
<br />
مگو به من<br />
<br />
ز این اجاق سوخته<br />
<br />
ز دردها و زخم ها<br />
<br />
که چون شکسته زورقان نسل ها<br />
<br />
به باد هرزه گی برفت<br />
<br />
مگو! مگو کزین سرای پرشده ز یاد ها<br />
<br />
ز قبر های خشک بازها<br />
<br />
چه غره های  وحشتی<br />
<br />
کمین بکرده خانه مرا<br />
<br />
دل شکسته مرا<br />
<br />
خیال مرگ هم نمیکند<br />
<br />
سفیر این خراب بی نشان<br />
<br />
مرا نه نور و نه تبسمی<br />
<br />
به دل نشانده لحظه ای<br />
<br />
کجا سفر کنم ز این هراس بی‌ امان<br />
<br />
به کنج و گوشهٔ کجا به پا کنم<br />
<br />
حریر این عروس کشته تن<br />
<br />
وطن !<br />
<br />
نه از تو دل توان بریدن و<br />
<br />
نه از کمند یاد تو رها<br />
<br />
چه کرده‌ای تو با من<br />
<br />
ای وطن!<br />
<br />
زبان خفته‌ای تو‌ای میان دام حادثه<br />
<br />
چه روز‌ها که چشم تو بدید و دم مزد<br />
<br />
چه قلب‌ها که در تو عاشقانه مرد و رفت.<br />
<br />
تصور از نگاه تو بریست<br />
<br />
تکلم از کلام تو تهی ست،<br />
<br />
که خواب نسترن مرا ز یاد تو گذر دهد،<br />
<br />
در آن دمی که مرگ هم عنایتی نمیکند<br />
<br />
و نام قدسیان و کبریان<br />
<br />
همه چو سنگ بیگذر<br />
<br />
شفاعتی نمیکند<br />
<br />
خیال ناب تو مرا ز خود برد<br />
<br />
به خون و آب<br />
<br />
مگو که دلشکسته ای<br />
<br />
مگو که چون تن نمرده‌ای میان خاک<br />
<br />
فرو فکنده‌ای کفن<br />
<br />
وطن!<br />
<br />
میان آب و خاک و آتش به باد رفته ا ت<br />
<br />
نه می‌توان ترا بدید<br />
<br />
و یا ز هرم چشم تو به آسمان رسید<br />
<br />
تو یاد مبهمی<br />
<br />
میان قطره‌های اشک ما<br />
<br />
که در غمت چکید.<br />
<br />
چکامه نیست این وطن!<br />
<br />
حکایتی ز رفتن ستاره هاست<br />
<br />
ستاره ها که نی‌ به ما و نی‌ به تو<br />
<br />
چو همنظر شدند<br />
<br />
حکایت از فروغ بی‌ فروغ این دل شکسته است،<br />
<br />
بهانه‌ای وطن، بهانه‌ای وطن<br />
<br />
حضور تو چنان به دل تنیده است<br />
<br />
که نیستی‌ جدا ز ما<br />
<br />
که نیستی‌ تو غیر ما<br />
<br />
ای من من<br />
<br />
وطن!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جوان ایرانی سرخورده است حتما ببينيد!گفته هاي دكتر صفا بخش]]></title>
			<link>http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3783</link>
			<pubDate>Wed, 07 Apr 2010 18:47:08 +0100</pubDate>
			<dc:creator>nice boy kermanshah</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://iranloveline.com/forum/showthread.php?tid=3783</guid>
			<description><![CDATA[آفتاب : جامعه ایران ،جامعه جوانی است که در آن به نیازهای جوانانش پاسخ داده نمی شود. جوانانی که به دلیل نرسیدن به خواسته های خود ناکام و سرخورده شده اند،به نوعی سعی دارند هنجارهای اجتماعی موجود را زیر سوال ببرند و با کناره گیری و پشت پازدن به این هنجارها ،به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند. پس بی دلیل نیست که هر روز شاهد کاهش سن آسیب دیدگان اجتماعی ،بزه دیدگان ،کاهش سن فحشا و اعتیاد در ایران هستیم . <br />
دکتر صفابخش ،از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ،در این رابطه می گوید: « برخی از نیازهای جوانان بی پاسخ مانده و فرصت های تحصیلی ،اشتغال ،ازدواج و .... به صورت مساوی در اختیار همه جوانان نگرفته است .این مسائل باعث ایجاد سرخوردگی و ناکامی در جوانان می شود که این ناکامی خود به خشم منجر می شود .از سوی دیگر جوانان ایرانی با این سرخوردگی های عدیده ،جایی برای تخلیه خشم و یا انرژی های مخرب ناشی از شکست و ...ندارند .پس جوانی که نتواند خشم خود را تخلیه کند مجبور آست آن را به درون خود بریزد .» <br />
<br />
وی با استناد به تئوری مرتون ،ریختن این خشم در درون را عاملی برای کناره گیری از هنجارهای اجتماعی موجود و روی آوردن به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی و یا حتی خودکشی ذکر می کند و می افزاید :«طبق این تئوری وقتی در جامعه ،فرصت های دسترسی به اهداف برای همه به صورت مساوی و یکسان وجود نداشته باشد عده ای ممکن است آن اهداف را طرد <br />
<br />
<br />
” گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشاند در حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است “<br />
کنند و یا از طریق دیگری بخواهند به اهداف خود برسند. این افراد انزواطلبی را پیشه می کنند ،از نظام اجتماعی کناره گیری می کنند و سعی می کنند خشم را در درون خود بریزند و مسلما در این حالت به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند . »<br />
<br />
صفابخش با اشاره به بحران هویت جوانان ایرانی می گوید : «ریشه این موضوع را باید در دوران نوجوانی که دوران هویت یابی افراد است ،جستجو کرد .همراه با تغییرات جسمی دوره بلوغ ،نوجوانان در جستجوی هویت خویش هستند و اگر نهادهای جامعه پذیر مانند خانواده و آموزش و پرورش بتوانند کارکرد خود را به درستی ایفا کنند و بستر مناسب را برای هویت بخشی به فرد نوجوان مهیا کنند ، فرد دچار بحران هویت نخواهد شد . »<br />
<br />
وی می افزاید : «اما اگر این نهادها نتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند ،احتمال این که فرد برای یافتن هویت خویش به گروه همالان یا همسالان روی بیاورد بسیار زیاد است.»<br />
<br />
این محقق اجتماعی ادامه می دهد : «نهادهای جامعه پذیر در گذشته کارکرد بیشتری داشتند ولی هم اکنون به دلیل تفاوت های جدی بین دو نسل ، تمام پل های موجود بین نوجوانان و والدین از بین رفته است و زبان گفتگو و تفاهم بین آنان تضعیف شده است .در مدارس ایران هم که مبحث آموزش ضعیف است و به پرورش نوجوانان هم  پرداخته نمی شود .اما رسانه های گروهی به عنوان سومین نهاد جامعه پذیری تا حدودی <br />
توانسته اند در آگاهی رساندن به نوجوانان نقش داشته باشند . <br />
<br />
با شرایط ذکر شده نوجوان به چهارمین نهاد جامعه پذیری یا همان گروه همالان روی می آورند که معایب این گروه ذکر شد اما اکنون مشکل از این هم فراتر رفته و این گروه که قبلا قابل مشاهده بود بدلیل استفاده نوجوانان از اینترنت و گپ های اینترنتی به گروه همالان مجازی تبدیل شده است و نمی توان در <br />
” در فرهنگ ما شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادی ندارد “<br />
این رابطه ها به صداقت و درستی طرفین اعتماد کرد . »<br />
<br />
این استاد جامعه شناس می افزاید :«یکی دیگر از ویژگی های دوره بلوغ،هیجان طلبی است در حالی که چنین مجاری ای در جامعه ما پدید نیامده است .بعد از انقلاب هم یک سری مجاری که قبلا برای تخلیه هیجان های دوره جوانی وجود داشت ،مسدود شده و دیگر وجود ندارند . از سوی دیگر هیچ برنامه ریزی صحیحی برای اوقات فراغت نوجوانان مهیا نیست.پس گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشاند در حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است .پس به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می کنند از تعامل آنان با دیگران در محیط کار و خانواده کاسته می شود و مسلما وقتی ارتباط تعاملی به صورت مستقیم باشد آسیب های اجتماعی هم کمتر می شود ولی روابط مجازی و فاصله دار،آسیب پذیرتر هم می شوند.» <br />
<br />
صفابخش با استناد به تحقیقاتی که بر جامعه ایرانی و همچنین رفتار تماشاگران ایرانی در مسابقات فوتبال انجام داده می گوید :« در فرهنگ ما شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادی ندارد .تمام اتوبوس هایی که بعد از مسابقات شکسته می شوند خون بهایی است که مسئولان حاضرند برای تخلیه جوانان بپردازند تا به آشوبهای شهری منجر نشود . »]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[آفتاب : جامعه ایران ،جامعه جوانی است که در آن به نیازهای جوانانش پاسخ داده نمی شود. جوانانی که به دلیل نرسیدن به خواسته های خود ناکام و سرخورده شده اند،به نوعی سعی دارند هنجارهای اجتماعی موجود را زیر سوال ببرند و با کناره گیری و پشت پازدن به این هنجارها ،به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند. پس بی دلیل نیست که هر روز شاهد کاهش سن آسیب دیدگان اجتماعی ،بزه دیدگان ،کاهش سن فحشا و اعتیاد در ایران هستیم . <br />
دکتر صفابخش ،از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ،در این رابطه می گوید: « برخی از نیازهای جوانان بی پاسخ مانده و فرصت های تحصیلی ،اشتغال ،ازدواج و .... به صورت مساوی در اختیار همه جوانان نگرفته است .این مسائل باعث ایجاد سرخوردگی و ناکامی در جوانان می شود که این ناکامی خود به خشم منجر می شود .از سوی دیگر جوانان ایرانی با این سرخوردگی های عدیده ،جایی برای تخلیه خشم و یا انرژی های مخرب ناشی از شکست و ...ندارند .پس جوانی که نتواند خشم خود را تخلیه کند مجبور آست آن را به درون خود بریزد .» <br />
<br />
وی با استناد به تئوری مرتون ،ریختن این خشم در درون را عاملی برای کناره گیری از هنجارهای اجتماعی موجود و روی آوردن به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی و یا حتی خودکشی ذکر می کند و می افزاید :«طبق این تئوری وقتی در جامعه ،فرصت های دسترسی به اهداف برای همه به صورت مساوی و یکسان وجود نداشته باشد عده ای ممکن است آن اهداف را طرد <br />
<br />
<br />
” گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشاند در حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است “<br />
کنند و یا از طریق دیگری بخواهند به اهداف خود برسند. این افراد انزواطلبی را پیشه می کنند ،از نظام اجتماعی کناره گیری می کنند و سعی می کنند خشم را در درون خود بریزند و مسلما در این حالت به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند . »<br />
<br />
صفابخش با اشاره به بحران هویت جوانان ایرانی می گوید : «ریشه این موضوع را باید در دوران نوجوانی که دوران هویت یابی افراد است ،جستجو کرد .همراه با تغییرات جسمی دوره بلوغ ،نوجوانان در جستجوی هویت خویش هستند و اگر نهادهای جامعه پذیر مانند خانواده و آموزش و پرورش بتوانند کارکرد خود را به درستی ایفا کنند و بستر مناسب را برای هویت بخشی به فرد نوجوان مهیا کنند ، فرد دچار بحران هویت نخواهد شد . »<br />
<br />
وی می افزاید : «اما اگر این نهادها نتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند ،احتمال این که فرد برای یافتن هویت خویش به گروه همالان یا همسالان روی بیاورد بسیار زیاد است.»<br />
<br />
این محقق اجتماعی ادامه می دهد : «نهادهای جامعه پذیر در گذشته کارکرد بیشتری داشتند ولی هم اکنون به دلیل تفاوت های جدی بین دو نسل ، تمام پل های موجود بین نوجوانان و والدین از بین رفته است و زبان گفتگو و تفاهم بین آنان تضعیف شده است .در مدارس ایران هم که مبحث آموزش ضعیف است و به پرورش نوجوانان هم  پرداخته نمی شود .اما رسانه های گروهی به عنوان سومین نهاد جامعه پذیری تا حدودی <br />
توانسته اند در آگاهی رساندن به نوجوانان نقش داشته باشند . <br />
<br />
با شرایط ذکر شده نوجوان به چهارمین نهاد جامعه پذیری یا همان گروه همالان روی می آورند که معایب این گروه ذکر شد اما اکنون مشکل از این هم فراتر رفته و این گروه که قبلا قابل مشاهده بود بدلیل استفاده نوجوانان از اینترنت و گپ های اینترنتی به گروه همالان مجازی تبدیل شده است و نمی توان در <br />
” در فرهنگ ما شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادی ندارد “<br />
این رابطه ها به صداقت و درستی طرفین اعتماد کرد . »<br />
<br />
این استاد جامعه شناس می افزاید :«یکی دیگر از ویژگی های دوره بلوغ،هیجان طلبی است در حالی که چنین مجاری ای در جامعه ما پدید نیامده است .بعد از انقلاب هم یک سری مجاری که قبلا برای تخلیه هیجان های دوره جوانی وجود داشت ،مسدود شده و دیگر وجود ندارند . از سوی دیگر هیچ برنامه ریزی صحیحی برای اوقات فراغت نوجوانان مهیا نیست.پس گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشاند در حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است .پس به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می کنند از تعامل آنان با دیگران در محیط کار و خانواده کاسته می شود و مسلما وقتی ارتباط تعاملی به صورت مستقیم باشد آسیب های اجتماعی هم کمتر می شود ولی روابط مجازی و فاصله دار،آسیب پذیرتر هم می شوند.» <br />
<br />
صفابخش با استناد به تحقیقاتی که بر جامعه ایرانی و همچنین رفتار تماشاگران ایرانی در مسابقات فوتبال انجام داده می گوید :« در فرهنگ ما شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادی ندارد .تمام اتوبوس هایی که بعد از مسابقات شکسته می شوند خون بهایی است که مسئولان حاضرند برای تخلیه جوانان بپردازند تا به آشوبهای شهری منجر نشود . »]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>